مجری: آیا می شود اسم این اتفاقی که الآن در مصر افتاده است را انقلاب اسلامی گذاشت؟
دکتر الهلباوی: نه این یک انقلاب اسلامی نیست، چون اخوان المسلمین رهبری این تظاهرات را به عهده ندارد و شعار این انقلاب اسلامی نیست؛ بعد از خروج حسنی مبارک انتخاباتی برگزار خواهد شد که نتیجه آن یک مجلس دموکراتیک و یا شورا خواهد بود در آن زمان مردم تصمیم خواهند گرفت که حکومت آینده چه باشد؛ مردم قوانین اسلامی یا هر قانون دیگری که بخواهند انتخاب می کنند.
مجری: بعضی از کشورهای غربی و همینطور اسرائیل خیلی از به قدرت رسیدن اخوان المسلمین نگرانند؛ فکر می کنید چرا این طور است؟
دکتر الهلباوی: این رواج اسلام هراسی است که ریشه اش درک نادرست غرب از اسلام است؛ البته باید به یاد داشت مسیحیت هم از نیویورک، لندن یا برلین به کشور های غربی نیامده است؛ زادگاه مسیحیت خاورمیانه است؛ اگر ذهن غربی ها به اندازه کافی باز باشد باید با اسلام هم مثل مسیحیت رفتار کنند. غرب البته اختراعات زیادی داشته است و علوم و فناوری های مختلفی به جهان داده است ولی در عوض مذهب و ارزش های معنوی را از خاورمیانه گرفته است.
مجری: رهبر جمهوری اسلامی، در نماز جمعه ی این هفته درباره اتفاقات مصر اظهار نظر کرده است و گفته است یک انقلاب سراسری اسلامی در منطقه در حال شکل گیری است؛ واکنش اخوان المسلمین به صحبت های او چیست؟ (دقت دارید، فرناز قاضی زاده، با بی اخلاقی و رِندی، ترجمه ای اشتباه و دروغ را از خطبه رهبری بیان می کند؟ رهبری این اتفاقات را بیداری اسلامی خوانده بود که کاملا معنی متفاوتی دارد.)
__________________________________________________________
دکتر الهلباوی: من اسم این رو مذاکره نمی گذارم، این نوعی از گفتگو است و تا زمانی که حسنی مبارک از قدرت کنار نرفته به نتیجه مثبتی نخواهد رسید. خواسته مردم مسلمان، از جمله اخوان المسلمین این است که مبارک از قدرت کنار برود. مشکل فقط قانون اساسی نیست بلکه قبل از این که حزب ما نتایج را بپذیرد، مشکلات بسیاری هست که باید حل شود.
مجری: آیا می شود اسم این اتفاقی که الآن در مصر افتاده است را انقلاب اسلامی گذاشت؟
دکتر الهلباوی: نه این یک انقلاب اسلامی نیست، چون اخوان المسلمین رهبری این تظاهرات را به عهده ندارد و شعار این انقلاب اسلامی نیست؛ بعد از خروج حسنی مبارک انتخاباتی برگزار خواهد شد که نتیجه آن یک مجلس دموکراتیک و یا شورا خواهد بود در آن زمان مردم تصمیم خواهند گرفت که حکومت آینده چه باشد؛ مردم قوانین اسلامی یا هر قانون دیگری که بخواهند انتخاب می کنند.
مجری: بعضی از کشورهای غربی و همینطور اسرائیل خیلی از به قدرت رسیدن اخوان المسلمین نگرانند؛ فکر می کنید چرا این طور است؟
دکتر الهلباوی: این رواج اسلام هراسی است که ریشه اش درک نادرست غرب از اسلام است؛ البته باید به یاد داشت مسیحیت هم از نیویورک، لندن یا برلین به کشور های غربی نیامده است؛ زادگاه مسیحیت خاورمیانه است؛ اگر ذهن غربی ها به اندازه کافی باز باشد باید با اسلام هم مثل مسیحیت رفتار کنند. غرب البته اختراعات زیادی داشته است و علوم و فناوری های مختلفی به جهان داده است ولی در عوض مذهب و ارزش های معنوی را از خاورمیانه گرفته است.
مجری: رهبر جمهوری اسلامی، در نماز جمعه ی این هفته درباره اتفاقات مصر اظهار نظر کرده است و گفته است یک انقلاب سراسری اسلامی در منطقه در حال شکل گیری است؛ واکنش اخوان المسلمین به صحبت های او چیست؟ (دقت دارید، فرناز قاضی زاده، با بی اخلاقی و رِندی، ترجمه ای اشتباه و دروغ را از خطبه رهبری بیان می کند؟ رهبری این اتفاقات را بیداری اسلامی خوانده بود که کاملا معنی متفاوتی دارد.)
دکتر الهلباوی: من از «امام خامنه ای» و تمام کسانی که از انقلاب مصر حمایت می کنند متشکرم؛ اما شرایط مصر کاملا با ایران فرق می کند؛ در مصر احزاب زیادی فعالیت می کنند؛ احزابی مانند اسلامگراها، ملی گراها و چپگراها؛ بنابراین قانون اساسی باید تغییر کند؛ مردم باید نمایندگان مجلس را خودشان انتخاب کنند و بعد از رفتن مبارک باید انتخاباتی سالم برگزار شود و مردم نوع حکومت آینده را خودشان انتخاب خواهد کرد؛ اگر آنها دولت اسلامی بخواهند که امیدوارم اینطور شود، خوب این خواسته ملت است؛ اگر نوع دیگری از دولت را انتخاب کنند نمی توان اسلام را به زور به آنها تحمل کرد؛ اراده مردم نوع حکومت آینده مصر را تعیین می کند.
مجری: وزیر خارجه مصر گفته بود که ایران خودش با مخالفان دولت بسیار بد برخورد می کند برای همین رهبر ایران نمی تواند درباره مسائل داخلی مصر به این شکل اظهار نظر کند. نظر شما درباره این گفته چیه؟
دکتر الهلباوی: اول از همه آقای ابولغیظ باید از وزارت کنار برود؛ دوم اینکه او از روابط مسلمانان با هم شناخت درستی ندارد؛ و در حرف هایش باید از حرف های رهبران ایران در حمایت از انقلاب مصر قدردانی کند. با تاسف باید بگویم وزیر خارجه مصر با حملات غرب علیه ایران همراه شده است که این قابل قبول نیست.
مجری: می دانید که مخالفان دولت ایران دوسال پیش در مورد انتخابات اختلاف نظرهای جدی با حکومت پیدا کردند؛ و می گفتند تقلب شده است؛ نظر شما درباره آن اتفاقات چیست؟
دکتر الهلباوی: من هم امیدوار بودم دولت خوبی مثل دولت ایران و رئیس جمهوری خوب و شجاعی مثل آقای احمدی نژاد داشتم؛ احمدی نژاد عقیده ش را بیان می کند؛ به درست یا غلط بودن آن کاری ندارم. اگر کشورهایی مثل آمریکا و بریتانیا حق پیشرفت دارند چرا نباید کشوری مثل ایران حق پیشرفت داشته باشد؟ کشورهایی مثل چین و هند از فناوری هسته ای برخوردارند، چرا کشورهای مسلمان چنین حقی نداشته باشند؟
این گزارش حاکی است که برخی تلاش داشتند تا روز جمعه گذشته را به تقلید از آنچه اخیرا علیه دیکتاتوریهای حامی آمریکا در منطقه رخ داده است به جمعه خشم علیه دولت بشار اسد تبدیل کنند، اما در این روز، دمشق جمعه آرامی را پشت سر گذاشت.
دیکتاتورهای حامی آمریکا در منطقه از جمله زینالعابدین بنعلی و حسنی مبارک با روزهای خشم مردمی مواجه شدند؛ اما دستهایی پنهان در فیسبوک در تلاش بودند تا همان شرایط را علیه دولت سوریه، اما به صورت ساختگی و نه مردمی، بهوجود آورند.
فیسبوک از ابزارهای شناختهشده وزارت خارجه آمریکا در عرصههای مختلف از جمله دیپلماسی عمومی است.
_____________________________________________________
وبلاگ دفتر امام جمعه شهرستان دهدشت:::
حكومت اسلامي يك نظام عادلانه است ...بايد مردم همه در رفاه باشند،بايد فقراءرا برايشان فكر كرد،بايد اين زاغه نشينهاي بيچاره اي كه هيچ ندارند،بايد براي اينها فكر كرد،نه همه براي آن بالاو آن اشراف،براي اشراف،...نه،حكومت مال همه است ،براي همه بايد كار بكنند.براي ضعفا بايد بيشتركار بكنند تا اينها را برسانند به آن حدها. (صحيفه امام ،ج 4،ص 201)
جهان نیوز-حتی اعتراض های نمایندگان مجلس و در راس آنان فراکسیون روحانیون هم باعث نشد تا فیلم آتشکار مجوز اکرانش لغو شود.اکرانی که به نظر می رسد باید از آن به هدیه ویژه وزارت فرهنگ و ارشاد به خانواده شهدای انقلاب دردهه فجر تعبیر کرد.
به گزارش جهان، دو هفته قبل بود که محمدتقی رهبر رییس فراکسیون روحانیون مجلس موضع تندی در خصوص فیلم موهن آتشکار اختیار کرد.
رهبر گفته بود: این فیلم در کمیسیون فرهنگی مجلس به نمایش درآمد و نمایندگان زن مجلس که در این جلسه حاضر بودند با دیدن محتوای آن، جلسه کمیسیون را ترک کردند چرا که محتوای آن بسیار بد و زننده بود»
رهبر ادامه داد: «نمایندگان زن از دیدن این فیلم شرمسار شدند و ما بخوبی دریافتیم که هنر در کشور در حال ابتذال است».
نگاه هجو و ابتذالی فیلم آتشکار به وازکتومی در مردان و ارتباط دادن آن با مرگ و همچنین زیرسوال بردن اعتقاداتی چون معاد از جمله انتقادات وارده بر این فیلم است.
سال گذشته و در جریان اکران این فیلم در جشنواره فیلم فجر اعتراضهای گسترده ای به این فیلم مطرح شد تا جایی که جلسه نقد و بررسی این فیلم به پرحاشیه ترین جلسه تبدیل و منتقدان زیادی آتشکار را زیر سوال بردند.
در همین زمینه زهره یزدان پناه منتقد، فیلمنامه نویس و پژوهشگر سینما بر این اعتقاد است که فیلم آتشکار اثری است که در آن ابتذال در کلام و تصویر دیده می شود که این مهم بر پیکر سینمای ایران لطمه وارد می کند.
این نویسنده و پژوهشگر در یادداشت خود پیرامون فیلم آتشکار آورده است: چناچنه موضوع این اثر سینمایی بر اساس ضرورت اجتماعی ساخته شده است نیازمند پرداختی به دور از زیر پا نهادن هنجارهای اخلاقی است.برای بیان موضوع فیلم باید از نظر کارشناسان اجتماعی، علمی و دینی استفاده می شد تا روایت فیلم با استفاده از این نظرات موضوع فیلم به عرصه ظهور می رسید.
________________________________________________________
جهان نیوز-حتی اعتراض های نمایندگان مجلس و در راس آنان فراکسیون روحانیون هم باعث نشد تا فیلم آتشکار مجوز اکرانش لغو شود.اکرانی که به نظر می رسد باید از آن به هدیه ویژه وزارت فرهنگ و ارشاد به خانواده شهدای انقلاب دردهه فجر تعبیر کرد.
به گزارش جهان، دو هفته قبل بود که محمدتقی رهبر رییس فراکسیون روحانیون مجلس موضع تندی در خصوص فیلم موهن آتشکار اختیار کرد.
رهبر گفته بود: این فیلم در کمیسیون فرهنگی مجلس به نمایش درآمد و نمایندگان زن مجلس که در این جلسه حاضر بودند با دیدن محتوای آن، جلسه کمیسیون را ترک کردند چرا که محتوای آن بسیار بد و زننده بود»
رهبر ادامه داد: «نمایندگان زن از دیدن این فیلم شرمسار شدند و ما بخوبی دریافتیم که هنر در کشور در حال ابتذال است».
نگاه هجو و ابتذالی فیلم آتشکار به وازکتومی در مردان و ارتباط دادن آن با مرگ و همچنین زیرسوال بردن اعتقاداتی چون معاد از جمله انتقادات وارده بر این فیلم است.
سال گذشته و در جریان اکران این فیلم در جشنواره فیلم فجر اعتراضهای گسترده ای به این فیلم مطرح شد تا جایی که جلسه نقد و بررسی این فیلم به پرحاشیه ترین جلسه تبدیل و منتقدان زیادی آتشکار را زیر سوال بردند.
در همین زمینه زهره یزدان پناه منتقد، فیلمنامه نویس و پژوهشگر سینما بر این اعتقاد است که فیلم آتشکار اثری است که در آن ابتذال در کلام و تصویر دیده می شود که این مهم بر پیکر سینمای ایران لطمه وارد می کند.
این نویسنده و پژوهشگر در یادداشت خود پیرامون فیلم آتشکار آورده است: چناچنه موضوع این اثر سینمایی بر اساس ضرورت اجتماعی ساخته شده است نیازمند پرداختی به دور از زیر پا نهادن هنجارهای اخلاقی است.برای بیان موضوع فیلم باید از نظر کارشناسان اجتماعی، علمی و دینی استفاده می شد تا روایت فیلم با استفاده از این نظرات موضوع فیلم به عرصه ظهور می رسید.
وی ادامه می دهد:نگاه طنز این اثر سینمایی و استفاده از ادبیات فکاهی برای بیان موضوع مورد بررسی در این فیلم سبب شد تا آتشکار به ورطه ابتذال افتد.باید بیان کرد موضوع انتخاب فیلم سینمایی آتشکار یک انتخاب غیر کارشناسانه و اشتباه بوده است و بالطبع محصول چنین خطایی فیلمی به نام آتشکار است که جز ابتذال کلامی و تصویری چیزی را در بر ندارد.
از سوی دیگر ستارهدایتخواه سخنگوی کمیسیون فرهنگی هم نظر خود درباره این فیلم را اینگونه بیان می کند:در بعضی از قسمت های فیلم ادعاهای خلاف واقع شده است و حتی در جایی از فیلم فتوای غلطی را به امام خمینی (ره)نسبت داده اند. این فیلم اساسا لغو و فاقد هر گونه پیامی بوده است .
در همین حال سینماهای کشور از امروز شاهد اکران این فیلم خواهند بود.اکرانی که با محدودیت سنی مواجه است و فقط افراد بالای ۱۶ سال می توانند این فیلم را مشاهده کنند.
نه زنده ی عمر سلیمان
حتی نه البرادعی مسلمان
که ممکن است فردا با امریکا به تفاهم برسد
فقط برادران خالد استانبولی
فقط اخوان المسلمین
فقط عاشقان خمینی
فقط دست های خالی مردم
فقط کتاب خدا
و وعده های الهی...
رابرت گییز برای خودش ور می زند
و کاخ سفید برای عمه جانش ملکه بریطانیای دسته دار اطلاعیه صادر می کند
حتی سران فتنه ی ایران
برادران جبهه سبز بی بی سی
برای خودشان تحلیل می کنند
آقای اوباما
دیوانه شده است
- مبارک باشد
- مبارک برود
- الان برود دقیقا الان...
- االان یعنی دیشب بی بی سی
الان یعنی امشب لباس شخصی ها و شعبان های امریکایی
در سایه ی تانکها در خیابان
الان یعنی هواداران مبارک با شلوار جین اسرائیلی
سوار بر شتران و اسبان عرب
در خیابان های قاهره جنگ جمل راه انداخته اند
الان یعنی که کیش و مات
آقای پریزی دنت
___________________________________________________________________________________________
نه زنده ی عمر سلیمان
حتی نه البرادعی مسلمان
که ممکن است فردا با امریکا به تفاهم برسد
فقط برادران خالد استانبولی
فقط اخوان المسلمین
فقط عاشقان خمینی
فقط دست های خالی مردم
فقط کتاب خدا
و وعده های الهی...
رابرت گییز برای خودش ور می زند
و کاخ سفید برای عمه جانش ملکه بریطانیای دسته دار اطلاعیه صادر می کند
حتی سران فتنه ی ایران
برادران جبهه سبز بی بی سی
برای خودشان تحلیل می کنند
آقای اوباما
دیوانه شده است
- مبارک باشد
- مبارک برود
- الان برود دقیقا الان...
- االان یعنی دیشب بی بی سی
الان یعنی امشب لباس شخصی ها و شعبان های امریکایی
در سایه ی تانکها در خیابان
الان یعنی هواداران مبارک با شلوار جین اسرائیلی
سوار بر شتران و اسبان عرب
در خیابان های قاهره جنگ جمل راه انداخته اند
الان یعنی که کیش و مات
آقای پریزی دنت
سی سال دیر آمدی!
فقط برادران خالد باید باشند
کسی به الان تو فکر نمی کند
الان درست نیمه شب است
الان دقیقا دوازده شب امریکایی هاست
و دوازده شب بی بی سی
و دوازده شب فتنه گران ایرانی
که می خواهند جای مبارک را با اسد عوض کنند
که مانده اند چطور ساندیس را جاسازی کنند در جایی که بیشتر خیط نشوند!
که مانده اند چطور بیانیه بدهند فردا
فقط برادران خالد می دانند که من چه می گویم
**
حالا اخبار
از یک بدل به نام مبارک می گوید
تو از ابتدا بدل بودی
قبل از آن که شک کنند مرده ای
در ژوئن 2004 در آلمان
در هند مرده های فقیر را
با برق های فشار قوی می سوزانند و پودر می کنند
تو را نیز فقیران مصر
در میدان التحریر پودر کردند
حالا جنازه بدلت مانده در خیابان
و بدل کاران هالیوود
دارند نقشه می کشند
- او الان باید برود
الان یعنی دیشب
و مهره های سوخته در فتنه
دارند جانشین تو را انتخاب می کنند
حالا رسیده اند به البرادعی
و کلت های اسرائیلی و چاقوهای فرانسوی
با تانک های امریکایی و جاسوس های انگلیسی به خیابان ریخته اند
کسی خاکستر این بدل را جمع کند از خیابان و به نیل بریزد
کسی عرق پیشانی برلوسکنی را پاک کند با پیراهن خواب رقاصه ای
که نطق کند
کسی تسلیت بگوید به آن خولو مرکل
دستمال کاغذی ببرد برای شاه عربستان
یکی قهوه تلخ درست کند برای بن علی
یکی زیر بازوی اوباما را بگیرد که سرگیجه می رود
که نطق کرده همین الان
الان یعنی دیشب
دیشب یعنی سی سال پیش
**
الان برادران خالد
رادیوهای بی بی سی را شکسته اند
شترها و شلوارهای جین را فراری داده اند
و دارند
سرود دسته جمعی پیروزی می خوانند.
الان ساعت دقیقا
صبح پیروزی ست
و روز وداع با دیکتاتورها...
سی سال است که دشمنان امام و انقلاب، با وارونه سازی یک خبر و تحریف ماجرا، مدعی هستند که امام خمینی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به مردم ایران قول داده است که آب و برق مجانی میشود. دروغگویان حتی مدعی هستند که امام بزرگوار ما، در بدو ورود به وطن یعنی در دوازدهم بهمن سال ۵۷ این وعده را به مردم داده است! اما رجوع به اصل سخنان امام در بهشت زهرا نشان میدهد که اصلا و ابدا چنین وعدهای در سخنرانی امام خمینی وجود ندارد و در حقیقت این مساله مربوط است به سخنرانی ایشان در ۱۲ اسفند سال ۵۷ و در مدرسه فیضیه.
سی سال است که دشمنان امام و انقلاب، با وارونه سازی یک خبر و تحریف ماجرا، مدعی هستند که امام خمینی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به مردم ایران قول داده است که آب و برق مجانی میشود. دروغگویان حتی مدعی هستند که امام بزرگوار ما، در بدو ورود به وطن یعنی در دوازدهم بهمن سال ۵۷ این وعده را به مردم داده است!
اما رجوع به اصل سخنان امام در بهشت زهرا نشان میدهد که اصلا و ابدا چنین وعدهای در سخنرانی امام خمینی وجود ندارد و در حقیقت این مساله مربوط است به سخنرانی ایشان در ۱۲ اسفند سال ۵۷ و در مدرسه فیضیه.
به گزارش«طلبه بلاگ»، امید حسینی ، نویسنده وبلاگ آهستان در ادامه یکی از پست های وبلاگش با عنوان"اولین بار چه کسی وعده آب و برق مجانی را داد؟!" چنین آورده است: البته برای دشمنان امام فرقی نمیکند که این سخنرانی مربوط به ۱۲ بهمن باشد یا ۱۲ اسفند. آنها با استناد به این سخنرانی و عدم تحقق چنین وعدهای، میخواهند اینگونه وانمود بکنند که امام خمینی و یا انقلاب، مردم را فریب دادهاند و یا با چنین وعدههایی انقلاب را پیش بردهاند و یا اینکه این قبیل وعدهها فاقد پشتوانه علمی و کارشناسی و به دور از واقعیت بوده است! متاسفانه در نوشتههای ضدانقلاب انواع و اقسام توهین و اهانت و فحاشی را علیه امام میبینیم.
در مقابل، دوستان امام و انقلاب و حتی برخی مسئولان رسمی کشور هم گاهی ضمن تایید این مساله، به زعم خود سعی کردهاند با توجیهات مختلف از امام و انقلاب دفاع کنند! گویا اینها هم باور کردهاند که امام چنین وعدهای را به مردم داده است! مثلا آقای علیرضا محجوب نماینده مجلس گفته است:«حضرت امام خمینی (ره) پس از پیروزی انقلاب اسلامی اعلام کردند آب و برق برای مردم رایگان است، اما پس از آن کارشناسان اعلام کردند که اجرای این موضوع تنها برای افراد کف جامعه امکانپذیر است.»
این اظهارات موافق و مخالف در حالی صورت میگیرد که مراجعه به اسناد انقلاب و آرشیو مطبوعات آن روز، نشان میدهد که شخص دیگری غیر از امام برای اولین بار این وعده را به مردم داده است! در حقیقت مطلب امروز من هم افشای این دروغ سی ساله و بیان یک واقعیت پنهان است.
ابتدا به عبارت امام توجه کنید: «علاوه بر اینکه زندگی مادی شما را میخواهیم مرفه بشود، زندگی معنوی شما را میخواهیم مرفه کنیم. شما به معنویات احتیاج دارید، معنویات ما را اینها بردند. دلخوش نباشید که تنها مسکن میسازیم ، آب و برق را برای طبقه مستمند مجانی میکنیم اتوبوس را برای طبقه مستمند مجانی میکنیم دلخوش به این مقدار نباشید معنویات شما را، روحیات شما را عظمت میدهیم. شما را به مقام انسانیت میرسانیم. اینها شما را منحط کردند؛ این قدر دنیا را پیش شما جلوه دادند که خیال کردید همه چیز این است.»
همان طوری که اشاره شد این سخنرانی مربوط است به روز شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۵۷. از این عبارات مشخص میشود که حتما شخصی غیر از امام این دلخوشی مادی را برای مردم به وجود آورده است! با مرور اخبار روزهای قبل از سخنرانی امام، این شخص نامعلوم و این حقیقت پنهان مشخص میشود.
کیهان ۸ اسفند ۱۳۵۷ / سخنگوی دولت : «برای کم در آمدها؛ آب و برق مجانی میشود!» سخنگوی دولت کسی نیست جز آقای عباس امیرانتظام! به عبارت دیگر لایحهی آب و برق مجانی را اولین بار دولت موقت مهندس بازرگان تصویب کرد و وعدهی آنرا هم به مردم داد و امام خمینی چند روز بعد، این وعدهی دولت موقت را تصحیح و تکمیل کردند!
در حقیقت امام به خاطر این که مبادا این قبیل وعدههای دولتی، انقلاب اسلامی را به انقلابی صرفا مادی و با اهدافی مادی تبدیل کند، مصوبه دولت موقت را اینچنین تصحیح میکند که دلخوش به این نباشید که آب و برق مجانی میشود! امام بزرگوار ما توضیح میدهد که انقلاب اسلامی علاوه بر اینکه وظیفه دارد به فکر رفاه مادی مردم باشد، دنبال رفاه و سعادت معنوی آدمها هم هست. چرا که انقلاب اسلامی بیشتر از آنکه مادی باشد، انقلابی معنوی برای گستتن بندهای اسارت و بردگی ناشی از استبداد و استعمار و استحمار بود.
پس در سخنان امام خمینی وعدهای وجود ندارد. ایشان با توجه به احتمال تغییر ذائقه مردم و تحریف معنا و مفهوم و آرمان انقلاب، هدف اصلی انقلاب را برای مردم و شاید هم برای دولت موقت تبیین کردند.
فراموش نکنیم که دولت مهندس بازرگان و اعضای کابینه و شخص آن مرحوم، خودشان را آدمهایی متخصص و روشنفکر میدانستند که توانایی حل مشکلات مردم را دارند. آنها گاهی به صراحت و گاهی هم با ایما و اشاره، روحانیون و رهبران انقلاب را به سنتی بودن و بیسواد بودن متهم میکردند!
به هرحال خوب یا بد، جدای از اینکه موافق این وعده باشیم یا مخالف آن و اصلا هر تفسیری که برای وعده آب و برق مجانی داشته باشیم، این دولت بازرگان بود که اولین بار این لایحه را تصویب کرد و خبر این وعدهی تاریخی را هم شخص آقای امیرانتظام یعنی سخنگوی دولت موقت و معاون نخست وزیر وقت در اختیار مطبوعات قرار داد!
پس اگر به زعم ضدانقلاب، وعدهی دروغی داده شده و یا وعدهای غیرکارشناسی به مردم داده شده، چرا کسی از بازرگان و دولت موقت اسم نمیبرد؟! عدم اشاره ضدانقلاب و حتی دوستان انقلاب در سی سال گذشته به این حقیقت مهم و پنهان، جالب و عجیب است. اگر عبارت «آب و برق مجانی» را در اینترنت جستجو کنید، صدها و شاید هزاران سایت و وبلاگ و کلیپ و فیلم اهانت آمیز علیه امام خمینی پیدا میکنید که همه آنها بدون کمترین اشارهای به این مصوبه دولت بازرگان، فقط و فقط به امام خمینی اهانت میکنند! اما کسی نمیگوید که سخنان امام، در حقیقت اشاره به وعده دولت بازرگان بوده است!
امروز که به مدد آرشیو کیهان، مشخص شده است اولین بار این وعده را دولت موقت به نخست وزیری مهندس بازرگان به مردم داده و خبر آن را هم شخص عباس امیرانتظام در اختیار مطبوعات قرار داده، آیا دروغگویان و هتاکان، به این حقیقت اعتراف میکنند؟ البته احتمالا، حالا که همه چیز ثابت شده، باز هم باید منتظر سوالات و شبهات جدید باشیم! ماجرای گاو بنی اسرائیل را که یادتان هست؟!بيانات در خطبههاى نماز جمعهى سوم رمضان 1415، 14/11/1373
بيانات در ديدار فرماندهان «بسيج» سراسر كشور 27/08/1371
سخنرانى در ديدار با گروهى از روحانيون 05/10/1368
سخنرانى در ديدار با جمع كثيرى از جانبازان، خانوادههاى معظم شهدا، اسرا، 24/08/1368
پيام به حجاج بيتالله الحرام 28/02/1372
بيانات در جمع علما، طلاب و روحانيان، در آستانهى ماه «محرم» 26/03/1372
تاثیرگذاری را باید از همان تونس اندازه گیری کرد. مساله ی تونس با فرار «بن علی» به عربستان، تمام نشده است، و هم چنان ناآرامی ها ادامه دارد. مشکل انقلاب تونس این است که سه عنصر برای عصر پس از حکومت بن علی را ندارد. عنصر اصلی، عدم وجود یک رهبر مشخص و شناخته شده است. راشد الغنوشی تاکنون نتوانسته نقش مهمی در این خصوص ایفا کند. عنصر دوم، عدم وجود ساختار تشکیلات گروه معارض جایگزین است. گروه النهضه، چنین ظرفیتی نداشته و لذا یک ساختار تشکیلاتی جایگزین برای پرکردن خلأ قدرت پس از بن علی وجود ندارد. عنصر سوم، عدم شفافیت ایدئولوژی و اندیشه ی جایگزین است. آیا مردم تونس، اسلام و حکومت اسلامی می خواهند یا گونه ای دیگر! در فقدان این سه عنصر اساسی، نگرانی ها بر این است که غرب با توطئه و ترفند این خلأ را مجددا پر کند.
این مشکل برشمرده شده در تونس، در مورد اردن، مصر، و یمن نیز صدق می کند. در این سه کشور نیز، رهبر توانمند برای هدایت انقلاب وجود ندارد، یا هنوز شناخته نشده است. جریان اخوان المسلمین، شاگردان عاکف، یا افراد تکنوکراتی هم چون محمد البرادعی، در حد و توان رهبران یک انقلاب بنیادین در مصر نمی توانند ظاهر شوند. وجود تصاویر جمال عبدالناصر در دست برخی تظاهرکنندگان، بیشتر به جریان حزب ناصری برمی گردد که آن نیز فاقد قدرت فراگیر است. این وضعیت در اردنِ ملک عبدالله و یمنِ عبدالله صالح نیز موقعیت بهتری نسبت به تونس و مصر ندارد. افراد حاضر در این اعتراضات، در همه ی این کشورها، در شعارهای خود از «الله اکبر» استفاده می-کنند. اما این اسلام خواهی مردم در جهان عرب، نیاز به امام دارد که خلأ آن بسیار مشهود است. با این خلأ، مردم در این کشورها در صحنه ی اعتراضی، از روشنفکران جامعه ی خود بسیار جلوتر هستند و این شکست جریان روشنفکری در این جوامع است.
________________________________________________________________________
موج ناآرامی های خیابانی در تونس، مصر، اردن، و هم چنین در یمن، چهره ی جهان عرب را متلاطم نشان می دهد. گونه شناسی و تیپولوژی این ناآرامی ها و آسیب شناسی آن را در جهان عرب با حسن عباسی رئیس مرکز بررسی های دکترینال به گفت و گو نشستیم.
ناآرامی ها در کشورهای مختلف عربی، دامنه دار شده است و ظاهرا از یک اعتراض عمومی عادی به یک اعتراض مستمر تبدیل شده است. عمق این ناآرامی ها چگونه اندازه گیری می شود؟
بسم الله الرحمن الرحیم. عمق یابی این ناآرامی ها، موضوع مهمی است، لذا پرسش شما حائز اهمیت است. این ناآرامی ها از تونس آغاز شد و از این رو باید گونه شناسی را از تونس شروع کرد. در تونس دولت فاسد «بن علی» با ماهیتی غرب گرا و سکیولار، حدود ربع قرن بر مردم تونس سیطره داشت. سه ویژگی غرب گرایی، فساد، و ضداسلام بودن رژیم بن علی، عامل اصلی خیزش مردم در این کشور محسوب می شود. این وضعیت، در مورد مصر و اردن و یمن، و کشورهای متعدد عربی نیز صدق می کند. یعنی دولت مبارک در مصر، و حکومت عبدالله در اردن، و رژیم عبدالله صالح در یمن نیز، هم غرب گرا و دست نشانده ی آمریکا هستند، هم رژیم هایی ضد دین و به ویژه اسلام-ستیز محسوب می شوند، و در نهایت، آن چه مردم را به ستوه آورده است، فساد گسترده ی آنها است.
این ویژگی ها قبلا نیز وجود داشت. چرا در این برهه ی زمانی موج ناآرامی ها یکی پس از دیگری کشورهای عربی را در بر گرفته است؟
غرب گرایی، فساد و اسلام ستیزی این دولت ها به مرور برای مردم این کشورها مسجل شده و در ادامه ی روند بیداری مسلمانان در جهان عرب، آگاهی آنان گسترش یافته و وضعیتی شبیه آتش زیر خاکستر پیدا نموده است. این وضعیت که مشابه انبار باروت است نیازمند جرقه ای بود تا شعله ور شود. این جرقه از تونس زده شد. لذا آنفلوانزای تونسی، به بدن ضعیف شده ی دولت های عربی رسوخ کرده و آنها را دچار تب و لرز نموده است.
میزان تاثیر آنفلوانزای تونسی را در سایر کشورهای عربی چقدر می دانید؟
تاثیرگذاری را باید از همان تونس اندازه گیری کرد. مساله ی تونس با فرار «بن علی» به عربستان، تمام نشده است، و هم چنان ناآرامی ها ادامه دارد. مشکل انقلاب تونس این است که سه عنصر برای عصر پس از حکومت بن علی را ندارد. عنصر اصلی، عدم وجود یک رهبر مشخص و شناخته شده است. راشد الغنوشی تاکنون نتوانسته نقش مهمی در این خصوص ایفا کند. عنصر دوم، عدم وجود ساختار تشکیلات گروه معارض جایگزین است. گروه النهضه، چنین ظرفیتی نداشته و لذا یک ساختار تشکیلاتی جایگزین برای پرکردن خلأ قدرت پس از بن علی وجود ندارد. عنصر سوم، عدم شفافیت ایدئولوژی و اندیشه ی جایگزین است. آیا مردم تونس، اسلام و حکومت اسلامی می خواهند یا گونه ای دیگر! در فقدان این سه عنصر اساسی، نگرانی ها بر این است که غرب با توطئه و ترفند این خلأ را مجددا پر کند.
این مشکل برشمرده شده در تونس، در مورد اردن، مصر، و یمن نیز صدق می کند. در این سه کشور نیز، رهبر توانمند برای هدایت انقلاب وجود ندارد، یا هنوز شناخته نشده است. جریان اخوان المسلمین، شاگردان عاکف، یا افراد تکنوکراتی هم چون محمد البرادعی، در حد و توان رهبران یک انقلاب بنیادین در مصر نمی توانند ظاهر شوند. وجود تصاویر جمال عبدالناصر در دست برخی تظاهرکنندگان، بیشتر به جریان حزب ناصری برمی گردد که آن نیز فاقد قدرت فراگیر است. این وضعیت در اردنِ ملک عبدالله و یمنِ عبدالله صالح نیز موقعیت بهتری نسبت به تونس و مصر ندارد. افراد حاضر در این اعتراضات، در همه ی این کشورها، در شعارهای خود از «الله اکبر» استفاده می-کنند. اما این اسلام خواهی مردم در جهان عرب، نیاز به امام دارد که خلأ آن بسیار مشهود است. با این خلأ، مردم در این کشورها در صحنه ی اعتراضی، از روشنفکران جامعه ی خود بسیار جلوتر هستند و این شکست جریان روشنفکری در این جوامع است.
آیا می توان رهبر برای همه ی این جنبش ها مشخص کرد؟ به طور مشخص منظورم یک رهبر واحد در سطح جهان عرب است؟
بله! همان گونه که در دهه ی 1960 در مصر، جمال عبدالناصر، نقش یک رهبر را برای جهان عرب ایفا می کرد، می توان رهبر مشخص برای جهان عرب در نظر گرفت. افرادی مانند سید حسن نصرالله در جهان عرب وجود دارند که به عنوان یک «رهبر عربی» ظرفیت اداره ی جهان عرب را دارد، به ویژه این که وی محبوبیت گسترده ای در جهان عرب دارد. طیف رهبران انقلابی نسل نخست، افرادی چون حافظ اسد، ناصر، عرفات، قذافی، بن بلا، و ... گرایش ناسیونالیستی و سوسیالیستی داشتند. اما طیف رهبران انقلابی نسل دوم، افرادی چون سید حسن نصرالله، خالد مشعل، اسماعیل هنیه، و رمضان عبدالله، کسانی هستند که سه ویژگی اساسی دارند، اسلام گرا هستند، استکبارستیزند، و مردمی هستند. در واقع تنها گروه هایی که الگو برای اداره ی جامعه ی خود در سطح جهان عرب دارند، حزب الله لبنان و حماس و جهاد اسلامی فلسطین هستند.
تدبیر غرب برای خلأ رهبری در جهان عرب چیست؟
غرب در جهان عرب با پیچیده ترین چالش ها از عصر فروپاشی عثمانی تاکنون، مواجه شده است، که فهرست بلندبالایی دارد. مواردی مانند:
1- رهبران غرب گرا و وابسته در جهان عرب، بیش از همیشه متزلزل، فرسوده، فاسد، و ناکارآمد شده اند.
2- غرب، با بیداری گسترده ی مردم در سطح جهان عرب مواجه است.
3- مردم جهان عرب، یک تحقیر تاریخی یک صد ساله را به دست غربیان تجربه کرده اند که استثمار و استبداد، جنگ و اشغال، و از همه ی این تحقیرها عظیم تر، ایجاد یک دُمل چرکی در قلب جهان عرب به نام اسراییل است. اکنون مهم ترین چالش غرب، این تحقیر تاریخی و بغض انباشت شده در جهان عرب است.
4- غرب در تربیت رهبران جوان خوش نام، تازه نفس، و مردمی، برای جهان عرب ناتوان بوده است، و اکنون مشکل جدی آمریکا این است که رهبر آلترناتیو برای هیچ کشور عربی در اختیار ندارد.
5- غرب، مشکل اساسی در درون تمدن خود دارد، که مهم ترین آن، مساله ی رکود اقتصادی و مساله ی نقض گسترده ی حقوق بشر، و ... محسوب می شود. این مشکل اساسی، موجب شده است که غرب دیگر الهام بخش نباشد. عدم الهام بخشی غرب، مشکل مهمی برای آمریکا در جهان عرب محسوب می شود. وجود رهبر فاسدی، مانند برلوسکونی در ایتالیا، یا سارکوزی در فرانسه، و موقعیت رقت بار اقتصادی انگلیس، به جای الهام بخشی غرب، نفرت را در دیگر جوامع برمی انگیزد.
این چالش ها، روی تدابیر آمریکا در جهان عرب در مواجهه با ناآرامی های اخیر تاثیر می گذارد. لذا مهم ترین تدبیر غرب این خواهد بود که تغییر در حکومت ها در کشورهای گوناگون عربی را به تاخیر بیاندازد. از سوی دیگر تلاش خواهد کرد با کنترل صحنه، با مشخص شدن قدرت برتر در صحنه، بلافاصله به آن گروه یا فرد نزدیک شده و خود را همراه با تغییرات و تحولات معرفی کند. این تدابیر اساسی و ناگزیر غرب در مواجهه با این ناآرامی های اخیر در جهان عرب است.
عكس العمل ها به اين اتفاق بسيار متفاوت بود. مديران فرهنگي و مسئولان مركز هنرهاي نمايشي بسيار منفعلانه برخورد كردند و در پاره اي موارد نيز از اين نمايش حمايت كردند. خانه نمايش كه غالب اعضاي هيئت مديره آن را عناصر سكولار و مجري نمايش هاي مبتذل تشكيل مي دهد، به طور قاطع، حمايت خود از اين اثر را اعلام كردند. همچنين رسانه هاي مخالف نظام، همچون، بي بي سي و صداي آمريكا روي صحنه رفتن اين تئاتر را به فال نيك گرفتند و از آن تجليل كردند، اما جريان هاي انقلابي و متعهد در برابر اين اتفاق سكوت نكردند و به طور مسئولانه با آن برخورد كردند. علاوه بر رسيدگي به اين مسئله از سوي كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي، گروهي از مردم نيز از رئيس شوراي نظارت مركز هنرهاي نمايشي شكايت كردند.
______________________________________________________________________________
بازتاب ها و واكنش ها به اجراي يك نمايش ضداخلاقي در تئاترشهر همچنان ادامه دارد و هر روز زواياي تازه اي مي يابد.
عكس العمل ها به اين اتفاق بسيار متفاوت بود. مديران فرهنگي و مسئولان مركز هنرهاي نمايشي بسيار منفعلانه برخورد كردند و در پاره اي موارد نيز از اين نمايش حمايت كردند. خانه نمايش كه غالب اعضاي هيئت مديره آن را عناصر سكولار و مجري نمايش هاي مبتذل تشكيل مي دهد، به طور قاطع، حمايت خود از اين اثر را اعلام كردند. همچنين رسانه هاي مخالف نظام، همچون، بي بي سي و صداي آمريكا روي صحنه رفتن اين تئاتر را به فال نيك گرفتند و از آن تجليل كردند، اما جريان هاي انقلابي و متعهد در برابر اين اتفاق سكوت نكردند و به طور مسئولانه با آن برخورد كردند. علاوه بر رسيدگي به اين مسئله از سوي كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي، گروهي از مردم نيز از رئيس شوراي نظارت مركز هنرهاي نمايشي شكايت كردند.
اما در اين ميان، سخنان رئيس قوه قضائيه در اعتراض به اجراي چنين نمايشي يك نقطه عطف محسوب مي شود. آيت الله آملي لاريجاني در اين باره گفت: ارائه مجوز به تئاتري كه ارزش ديني را مورد هجمه قرار دهد خلاف است. واضح است در خلأ نظارت دستگاه هاي اجرايي، قوه قضائيه به وظيفه قانوني خود عمل مي كند.
وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي كه پيش از اين در واكنش به اجراي اين نمايش گفته بود: «درباره اين نمايش اغراق شده است» اين بار مشكلات نمايش «هدا گابلر» را پذيرفت، اما باز هم تصريح كرد: اين طبيعت تئاتر است!
پشت صحنه نمايش «هداگابلر»
اما آيا به واقع اتفاقات مربوط به اين نمايش را بايد طبيعي بدانيم؟ مستندات موجود ما را ناگزير مي كند كه به اين پرسش، پاسخ منفي بدهيم. پيام فضلي نژاد از پژوهشگران فرهنگي و سياسي به بازخواني پشت صحنه اين نمايش پرداخت و گفت: رهبران عمليات امنيتي CIA با پيروي از اصل «شيلر» در تئاتر با عنوان موسسه اخلاقي، فهرستي از درس هاي اخلاقي مطلوب ايدئولوژي ليبراليسم را تهيه كردند كه به «ليست سفيد» موسوم شد و آثار «هنريك ايبسن» خالق اثر «هدا گابلر» ذيل عنوان «آموزه هاي آزادي و دموكراسي» در صدر ليست قرار گرفت.
اين نويسنده در گفت وگويي با فارس درباره پشت پرده پروژه توليد و اجراي نمايشنامه هايي مانند «هدا گابلر» در ايران گفت: تاريخ جنگ نرم در كشورهاي اروپاي شرقي و مركزي مانند چكسلواكي، لهستان، مجارستان و روماني يا در منطقه آمريكاي لاتين نشان مي دهد كه هرگاه فرآيند «كودتاي مخملي» در فاز امنيتي براندازي به بن بست رسيده است، يك گردش استراتژيك از حوزه سياست به عرصه هنر و ادبيات رخ داده است، بر اساس يكي از گزارش هايCIA، «بهره برداري به ظاهر غيرسياسي از روشنفكران و متفكران با تمركز روي تئاتر، ادبيات، هنرهاي بصري و روانشناسي» در اولويت قرار مي گيرد. اين گردش استراتژيك پس از شكست كودتاي سبز و فتنه مخملي در ايران نيز از شهريور 1388 رخ داد.
وي اظهار داشت: پروژه گردش استراتژيك از حوزه سياست به عرصه فرهنگ براي ادامه روند پنهان جنگ نرم در ايران كه برگرفته از همان مدل كلاسيك در كشورهاي اروپاي شرقي است، از شهريور 1388 و همزمان با روزهاي افول فتنه سبز براي براندازي جمهوري اسلامي كليد خورد كه مافياي هنري «سفارت فرانسه» نيز به عنوان يكي از بازوهاي اجرايي موثر آن در ايران به ايفاي نقش پرداخت.
فضلي نژاد افزود: پس از انحلال سرويس OSS و تأسيس، CIA يك عمليات هنري با عنوان «طرح عظيم تئاتر» توسط سرويس عمليات سري سيا براي توليد و اجراي نمايش نامه هاي مطلوب نظام ليبرال سرمايه داري به تصويب رسيد كه سند آن با شناسه امنيتي PSB شناخته مي شود. رهبران اين عمليات امنيتي با پيروي از اصل شيلر در تئاتر با عنوان «موسسه اخلاقي» ، يعني جايي كه انسان مي تواند تمام اصول بنيادين زندگي را در آن ببيند، فهرستي از درس هاي اخلاقي مطلوب ليبراليسم تهيه كردند كه به «ليست سفيد» موسوم شد و آثار «هنريك ايبسن» خالق اثر «هدا گابلر» در صدر اين ليست بود.
حجت الاسلام حیدر مصلحی در حاشیه مراسم گرامیداشت بیست و نهمین سالگرد واقعه ششم بهمن سال ۶۰ آمل گفت : در پیگیری های سربازان گمنام امام زمان(عج) همه ترفندهایی که این عوامل استکباری برای ترور دانشمندان هسته ای ما به کار می بردند شناسایی شدند و به زودی اطلاعات خوبی را دراین باره به مردم خواهیم داد.
به گزارش جهان شنیده می شود یک دختر دانشجو در جریان ترور استاد علی محمدی دست داشته است.
این دختر که از مدتها پیش ارتباط ویژهای با سرتیم های اطلاعاتی موساد داشته عامل اصلی ورود مجید جمالی فشی (عامل ترور) به این جریان بوده است. این دختر با طرح دوستی و برقراری ارتباط نامشروع با جمالی فشی زمینه همکاری نامبرده و موساد را فراهم ساخته است.
جمالی فشی پیش از این ضمن اعتراف به همکاری با موساد روش ها وشیوه های آموزشی تیم ترور و نحوه ملاقات ها وبرنامه های خود را اعتراف کرده بود.
گفته می شود دستگیری این تیم ضربه سنگینی به موساد و همکارانشان مثل سازمان سیا وارد کرده است.
________________________________________________
راهی به سوی آسمان>>> «معراج شهدا» شلوغ بود. سالن پر بود. جمعیت کم بود، ولى آنچه بیشتر به چشم مى آمد، تابوت هاى چوبى پیچیده در پرچم سه رنگ جمهورى اسلامى بودند.
هر ساعت، خانواده اى مى آمد. پدرى و مادرى، برادرى و خواهرى، آرام مى گریستند، ولى صدایشان مى آمد. از بدو ورود به سالن، سراسیمه مقواهاى نصب شده روى تابوت ها را مى خواندند و گمشده خویش را مى جستند.خانواده اى وارد شد، مادرى و پدرى. برادرهاى شهید هم بودند. تابوت را که در ردیف بالایى، رو به سقف بود، پایین آوردند. همه بى تاب بودند. بخصوص مادر. تابوت که بر زمین نشست، ....
______________________________________________________________________
«معراج شهدا» شلوغ بود. سالن پر بود. جمعیت کم بود، ولى آنچه بیشتر به چشم مى آمد، تابوت هاى چوبى پیچیده در پرچم سه رنگ جمهورى اسلامى بودند.
هر ساعت، خانواده اى مى آمد. پدرى و مادرى، برادرى و خواهرى، آرام مى گریستند، ولى صدایشان مى آمد. از بدو ورود به سالن، سراسیمه مقواهاى نصب شده روى تابوت ها را مى خواندند و گمشده خویش را مى جستند.
خانواده اى وارد شد، مادرى و پدرى. برادرهاى شهید هم بودند. تابوت را که در ردیف بالایى، رو به سقف بود، پایین آوردند. همه بى تاب بودند. بخصوص مادر. تابوت که بر زمین نشست، صلواتى فرستاده شد و پس از پرچم، درِ چوبى کنده شد. گریه ها شدت گرفت. صداها بلندتر شد. هق هق ها به ناله تبدیل شدند. ولى مادر، آرام و ساکت بندهاى کفن کوچک را که به جثه اى درهم پیچیده و کوچک مى ماند، همچون کودکى در قنداقه اى سفید، باز کرد. چیزى نبود جز چند تکه استخوان زرد شده، زردى به رنگ خاک. جمجمه اى نیز در کنار پیکر بود. با چشمانى که هنوز مى نگریستند.
مادر مبهوت بود. برادرها، او را «برادر» خطاب مى کردند و مى گریستند; پدر نیز او را به نام پسرش صدا مى زد، ولى مادر همچنان، با چشمانش، میان استخوان ها را مى کاوید، لحظه اى سر بلند کرد و رو به مسئولین معراج شهدا که در کنارش بودند، گفت: «این پسر من نیست!» چرا؟ مگر پلاک ندارد؟ چگونه مى گویى پسرت نیست. سر پایین انداخت و شروع کرد به جستن میان استخوان ها; تکه پاره اى از شلوار بسیجى به دستش آمد. او را که در دست گرفت، خطاب به بقیه گفت: «این تکه لباس، جیب سمت راست شلوار پسر من است که میان استخوان هایش بوده، و این راز پسر من است. هنگامى که عازم جبهه بود، تکه اى کش سفید و پهن داخل جیب سمت راست شلوار او دوختم. ناخواسته این کار را کردم، شاید دلم مى گفت که سال ها باید به دنبال او بگردم. حالا این تکه پارچه خونین، جیب شلوار است. اگر همان گونه که خود مى دانم، کش مورد نظر داخل آن باشد، پسرم است، و گرنه، که هیچ!»
همه نگاه ها مضطرب بود. نگران به دستان مادر مى نگریستند. مادر صلواتى فرستاد و جیب شلوار را به داخل برگرداند. تکه اى قهوه اى رنگ شده خودنمایی کرد، خودش بود. مادر ذوق زده شد. چشمان پاکش از اشک لبریز بودند، برگشت رو به پدر و گفت: «خودشه… پسرم… این همان کشى است که با همین دست هاى خودم دوختم.»
دستانش مى لرزیدند. به دستانش نگاه مى کرد و به استخوان هاى پسر، دست هایى که سال ها پیش از این، ظاهراً ناخواسته، کارى انجام دادند که پس از ۱۰ سال فرزند به دامان مادر باز مى گشت.
اول گفتند ببینیم چه بخش هایی از اقتصاد غربی را اصلاً دین ما قبول ندارد! مثلاً اسلام ربا و احتکار را قبول ندارد. اما این ها اقتصاد نبودند! فقط تأملاتی بودند که فقه اسلامی در خصوص اقتصاد غربی داشت. این ها پاسخ به این سوال نبود که آیا اسلام چیزی به نام علم اقتصاد را قبول دارد یا نه! در اول انقلاب این سوال مطرح شد که اسلام به اقتصاد مارکسیستی نزدیک تر است یا به اقتصاد کاپیتالیستی؟
سال ۶۹ از آقای هاشمی پرسیدند پیوند الگوی اقتصادی شما به عنوان کسی که می خواهد پس از جنگ کشور را اداره کند چیست؟ ایشان گفتند تلفیقی از نظام سوسیالیستی و سرمایه داری مد نظر ماست. البته این نگاه خیلی از افراد دیگر هم همین بود. اما جناح چپ در آن زمان احادیثی از معصومین را می آوردند تا ثابت کنند در اسلام مقوله مالکیت مهم نیست و منافع جامعه بر منافع فرد اولویت دارد پس مالکیت باید در اختیار حکومت و دولتی باشد.
_______________________________________________________
مشکلی که از اول انقلاب و حتی قبل از آن داشته ایم این بوده است که اقتصاد علمی الزامی بود و گریزی از آن نداشتیم مثل پزشکی. از قبل انقلاب این سوال مطرح بود که می خواهید با اقتصاد چه کار کنید؟ آیا اسلام اصلاً اقتصاد دارد یا ندارد؟ حرف اسلام چه است؟
اول گفتند ببینیم چه بخش هایی از اقتصاد غربی را اصلاً دین ما قبول ندارد! مثلاً اسلام ربا و احتکار را قبول ندارد. اما این ها اقتصاد نبودند! فقط تأملاتی بودند که فقه اسلامی در خصوص اقتصاد غربی داشت. این ها پاسخ به این سوال نبود که آیا اسلام چیزی به نام علم اقتصاد را قبول دارد یا نه! در اول انقلاب این سوال مطرح شد که اسلام به اقتصاد مارکسیستی نزدیک تر است یا به اقتصاد کاپیتالیستی؟
سال ۶۹ از آقای هاشمی پرسیدند پیوند الگوی اقتصادی شما به عنوان کسی که می خواهد پس از جنگ کشور را اداره کند چیست؟ ایشان گفتند تلفیقی از نظام سوسیالیستی و سرمایه داری مد نظر ماست. البته این نگاه خیلی از افراد دیگر هم همین بود. اما جناح چپ در آن زمان احادیثی از معصومین را می آوردند تا ثابت کنند در اسلام مقوله مالکیت مهم نیست و منافع جامعه بر منافع فرد اولویت دارد پس مالکیت باید در اختیار حکومت و دولتی باشد.
در جناح راست (جامعه روحانیت و مؤتلفه و …) به بخشی از احادیث که مالکیت را محترم شمرده و اقتصاد خصوصی را خیلی بهتر می دانستند. که اگر صرفاً در آن ربا نباشد و یک مقداری اسلام به این اقتصاد اضافه شود، اقتصاد اسلامی می شود. تا امروز هم این اختلافات وجود دارد. مثلاً در سال ۸۴ آقای مصباح در خطبه های نماز جمعه، ایران را ربا خوارترین کشور دنیا معرفی کرد(چون نرخ بهره در ایران خیلی خیلی بالاست)! پس آیا اقتصاد اسلامی داریم و آیا برای مدیریت اقتصاد، اقتصاد اسلامی وجود دارد یا نه؟ آیا اسلام اصلاً اقتصاد را قبول دارد و اگر دارد اقتصاد اسلامی وجود دارد یا نه؟
بودایی های حرفه ای می گویند انسان در این جهان آمده تا رنج بکشد و با این رنج کشیدن پاک می شود، پس مصرف برای آن ها بی معنا می شود. خوب چنین آدمی کیلومترها پیاده راه می رود تا به معبدی که بالای کوه است برسد. برای این بودایی اصلاً انسان اقتصادی تعریف نشده است. بودایی ها اصلاً به اقتصاد نیاز ندارند! امّا انسان غربی می گوید معلوم نیست ما انسان ها از کجا آمده ایم و به کجا می رویم. این انسان باید زندگی کند و بیشتر لذت را ببرد(حداکثر رفاه). چنین آدمی باید علم اقتصاد داشته باشد. باید مدیریت بهینه منابع را در پیش بگیرد.
حال سوال این است که آیا اسلام فضای اقتصادی را قبول دارد یا نه؟ اگر دارد سوال بعدی این است که اسلام پیشنهادش برای این فضای اقتصادی چیست؟
کسانی هم که اقتصاد اسلامی می پردازند متأسفانه به جای اینکه از این سوالات شروع کنند از این جا شروع می کنند که مثلاً غربی ها ربا دارند، ما نداریم و …!
اولین نکته این است که اسلام فضای اقتصادی با معنای رایج غربی را قبول ندارد. یعنی در نگاه قرآن دنیا دارالبقاء نیست! دنیا ایستگاهی است موقت و باید از این دنیا برود پس پرداخت بیش از حد به این دنیا نوعی حماقت است.
معصومین فرموده اند مثلاً هنگام ظهر که آفتاب می شود و انسان در حال پیاده روی زیر درخت می خوابد و هنگام غروب که سایه شد به راه خود ادامه می دهد. دنیا عین همان زیر درخت است. از جای مقتضی آمده و باید به جای مقتضی برگردد(انا لله و انا الیه راجعون).
دنیا مثل این زیر درخت است که ارزش پرداختن به آن را ندارد، اما این به این معنا نیست که ما کاملا به این دنیا بی توجه باشیم چون این دنیا مزرعه آخرت است. با دنیا باید آخرت را بسازی و این دنیا را هر چقدر بهتر بسازی به نفع آن دنیا خواهد بود و آشفتگی این دنیا آشفتگی آخرت است.
کسی که در این دنیا عزیز است، آن دنیا هم عزیز است و کسی که این دنیا سرافکنده است آن دنیا نیز هم سرافکنده خواهد بود. برای همین است که این دنیا ذاتاً ارزش ندارد و به خاطر آخرت است که ارزشمند می شود. “انّما الدّنیا لهو و لعبٌ”. این دنیا بازیچه و سرگرمی است برای انسان های احمق. پس خود دنیا و ثروت درون آن هیچ نمی ارزد و مثل کف روی آب است. اما به این دلیل که می توانی در این دنیا برای آن دنیا کار کنی ارزشمند می شود و به همین ترتیب ابزارهایی که در این دنیا هستند هم می توانند ارزشمند باشند. فایده و فلسفه آفرینش این دنیا برای ساختن آخرت انسان است.
فرض کنید ۴، ۵ نفر را برای یک ساعت به خزانه بانک مرکزی می برند و به آنها گفته می شود هر چقدر پول می خواهید بردارید و هر کس هر چه بردارد متعلق به خودش خواهد بود. یک نفر حتی دهان خود را پر پول می کند و بیرون می رود. جیب ها و پیراهن خود را هم پر پول کرده است. ۱۰ میلیون می تواند ببرد. نفر دوم یک گونی پیدا کرده است. ارزش و قیمت این گونی هیچ است. اما به اندازه ۲۰ میلیون پول جا می گیرد. حالا این گونی ۲۰ میلیون ارزش پیدا کرده است. حالا تفاوت آن فردی که گونی داشته با کسی که گونی نداشته ۱۰ میلیون است. در حالی که خود گونی هیچ ارزشی ندارد. نفر سوم علاوه بر گونی یک بیل هم دارد و با بیلش پول ها را در گونی می ریزد با این تفاوت که سرعت عملش بیشتر و می تواند ۳۰ میلیون پول جمع کند. نفر چهارم با لودر پول ها را در کامیون می ریزد و مثلاً می شود ۱ میلیارد و با خود می برد.
نگاه اسلام به دنیا و آنچه درونش هست مانند همین ابزارهایی است که خودشان هیچ ارزشی به ظاهر ندارند اما به ما کمک می کنند که بتوانیم آخرتمان را بسازیم.
یکی از این ابزارها دنیای متریال و مادی است. یعنی زمین، آب، هوا، معادن و منابع و… . ابزارهایی هستند که ما باید خودمان را با آن ها بسازیم. یک فرمول و قاعده هم داریم! آباد کردن آخرت عبور از گذرگاه عادی دنیاست. وقتی می توانی آخرت را آباد کنی که از این گذرگاه دنیا رد شوی. با رها کردن دنیا به هدف(آباد کردن آخرت) نمی رسیم! مثل کسی که با دست توپ را وارد دروازه فوتبال کند! این قبول نیست چون قاعده اش این نیست.
جایگاه دنیا در اسلام این است که اصالتاً ارزش ندارد اما به عنوان یک ابزار، ارزش پیدا می کند پس اسلام به مقوله زندگی مادی نگاه ابزارگونه دارد. اگر این ابزار در خدمت آخرت باشد به طور غرضی و نه ذاتی ارزشمند می شود. در این فضا می توانیم بفهمیم چرا کسی مثل امام حسن مجتبی کل اموالش را ۲۵ بار در راه خدا می بخشد. این کار از نظر اقتصاددانانی مثل کینز و اسمیت و … مثل آتش زدن به اموال است. انگار ۲۵ بار تمام اموال را آتش زده. ۲۵ بار پول دار شده بعد تمام پولش را در راه خدا بخشیده و اموالش به صفر رسیده است. دوباره پول جمع شده، دوباره در راه خدا بخشیده و تا ۲۵ بار این کار ادامه یافته است.
این رفتار در منطق اقتصادی هیچ جایگاهی ندارد و با هیچ الگویی نمی شود آن را تعریف کرد، در حالی که امام حسن به عنوان یک الگوی موفق تعریف شده است.
خدا در قرآن گفته دنیا لهو و لعب است اما برای این لهو و لعب هم قاعده تعیین کرده است! باید کاملاً در این دنیا مخلوط شوی و آخرت خود را در این مخلوط شدن بسازی.
اقتصاد در نگاه دینی همان بیل و گونی است که در ظاهر بی ارزش، ولی یک ابزار است. با چنین نگاهی کار در منطق اقتصادی ارزشمند است. اما سرمایه داری ارزشمند نیست!
کار و تولید ثروت ارزشمند، اما ثروتمند بودن ارزشمند نیست! بخشی از مادیات در نگاه دین به کار می آید که ما از آن در رابطه با آبادی آخرت استفاده کنیم و همان ابزار هم ابزار ارزشمند موقتی است.
پس این ابزار ارزش ذاتی ندارد. با چنین نگاهی این رفتار معنا پیدا می کند که وقتی امام صادق به فردی پول می دهد که آن فرد کاسبی نماید و آن فرد می رود و سود پول ها را جلوی امام می گذارد. سودها بسیار زیاد بوده و آن فرد گفت ما جنس خریدیم و با توجه به اینکه تقاضای مشتریان خیلی زیاد بود، با فروشنده های دیگر توافق کردیم که زیر ۱۰۰% سود نفروشیم. امام این سودها را قبول نکرده و می گوید فقط همان سرمایه اولیه را به من پس بده.
در نگاه علم اقتصاد این رفتار امام صادق را با هیچ نظریه ای نمی توان پاسخ داد! بلکه علم اقتصاد می گوید آن فرد که سرمایه را دو برابر نموده، آدم قابل تحسینی است.
یا در رفتاری دیگر فرض کنیم که قرار باشد یک کالایی گران شود؛ مثلاً قحطی است. پس دائماً گندم خریده و در خانه انبار می کنند که به گرانی برنخورند.
یک فرد باهوش برای مصرف یکسال گندم می خرد و خانه را از گندم پر می کند. امام صادق می گوید چرا اینقدر گندم خریده ای؟ فرد می گوید به این خاطر که مجبور نشویم در قحطی گندم را چند برابر قیمت بخریم، الان با قیمت ارزان می خریم. امام ناراحت شده، می گوید باید به اندازه مصرف گندم بخری و از فرد می خواهد که مازاد گندم ها را بفروشد و به هر قیمتی که مردم خریدند بفروشند. این رفتار هم در علم اقتصاد جایگاهی ندارد!
خانم دباغ نقل می کند یک بار در پاریس مغازه ها پرتقال های خوب و ارزانی داشتند و چون خانه امام مهمان زیاد می آمد و من ۳ کیلوگرم پرتقال خریدم در حالی که قبل از آن روزی ۱ کیلوگرم بیشتر نمی خریدیم. امام گفتند چرا پرتقال زیاد خریدی؟ گفتم ارزان بود. امام گفتند بروید ۳ کیلوگرم را پس بدهید. من گفتم ما مصرف داریم. امام فرمود تو فرصت خرید این کالای ارزان را برای فرانسویان گرفته ای. برای مصرف فردا هر قیمتی که فردا بود با همان قیمت بخرید. اگر هم خیلی گران شد نمی خریم! در این نگاه اقتصادی امام می گوید این سود نیست که پرتقال ارزان بخریم! ممکن است حتی ضرر باشد. چون قرار است پرتقال ارزانتر خریدن به تو کمک کند آدم تر بشوی. وقتی فرصت خرید پرتقال های ارزان را از بقیه سلب کنید یعنی بقیه را آدم نمی دانید، بنابراین خودت هم در انسانیت عقب گرد می کنی و آخرتت ساخته نمی شود بلکه تخریب می شود. عاقلانه اش این است که هر روز مصرف پرتقال همان روز را بخری و بقیه را آدم بدانی و به آنها هم اجازه بدهی پرتقال ارزان مصرف کنند. چون بقیه را بر خودت مقدم داشتی به همین میزان آخرتت ساخته می شود و تو با نخریدن پرتقال ارزان انسانیتت جلو می رود. اما در اقتصاد این رفتارهای اخلاقی وجود ندارد! برخی مبنایشان زندگی اقتصادی غربی است و در ظاهر هم مذهبی اند و وقتی به او می گوییم امام صادق اینطوری رفتار کرده! می گوید امام صادق خیلی ملکوتی بوده و برخی از همین آدم ها ربا را با کلاه شرعی حلال می کنند، چون ربا سود می آورد.
اما امام می گوید هیچ نوع ربایی درست نیست و همه انواع کلاه شرعی ها حرام است کسی که این نگاه دقیق و کامل را به دین دارد با کلاه شرعی دنبال درست و جایز کردن ربا نیست. در حالی که برخی از کاسب های بازار که مکاسب هم خوانده بودند دنبال این کلاه شرعی ها بودند!
امام می گوید ربا انسان را از رسیدن به هدف باز می دارد. ربا یعنی فرصت های مناسب را برای خودت می دانی و بقیه را آدم نمی دانی و می خواهی از ضعف بقیه استفاده کنی.
پس قدم اول این شد که دنیا گذرگاه است که در مقام ابزار، ارزش عرضی و ثانویه پیدا می کند. ارزش ثانویه مثل یک تکه کاغذ که بر اساس قرارداد می شود اسکناس. اگر قرارداد را برداریم دوباره همان کاغذ می شود و مفت نمی ارزد. دنیا در نگاه اسلام ارزش ثانویه دارد و می گوید ممکن است به عنوان ابزار به درد بخورد. وقتی از در بانک مرکزی بیرون آمدی، بیل و گونی را باید کنار بگذاری!
نکته بعدی این است که آنچه که در دنیا است اصالتاً برای همه است و خدا این فرصت ها را برای همه ایجاد کرده تا از این منابع استفاده کنند. مال خداست و برای همین مالکیت انسان هم یک امر ثانویه است و یک امر اصیل نیست. برخلاف اقتصاد غربی که مالکیت را امر اصیل می پندارد. در اسلام برای این مالکیت ثانویه است تا بتوانیم با انحصاری کردن بخشی از منابع خدا به خودمان موجبات رشد خودمان را فراهم کنیم. اما اگر به جای رشد پسرفت کنیم این حماقت است!
امام حسن ۲۵ بار اموال خود را عمومی نمود؛ به یتیمان و گرسنگان و بچه ها داد. یا امام علی نخلستان درست می کرد و بعد وقف عام می کرد؛ امام علی استفاده ابزاری می کرد!
قاعده ای در فقه است که می گوید اگر شما در یک کوچه باغ عبور می کنی شاخه درخت بیرون آمده و میوه دارد اگر بچینی و بخوری ایرادی ندارد؛ مباح است. این تمثیلی است از اینکه مالک اصلی خداست و آدم مالک نیست و مالکیت یک امر ثانویه است و مالکیت تا جایی مهم است که موجب رشد ما شود و اگر موجب رشد نشد دیگر محترم نیست. در حالی که اقتصاد غربی مالکیت را تا همه جا محترم می داند(بی قید و شرط) و این مالکیت حد ندارد!
مالکیت خصوصی تا جایی که موجب پسرفت نشود انحصاری است تا به پیشرفت انسان یعنی آباد کردن آخرت کمک نماید. مثلاً کارخانه ای که محیط زیست را آلوده می کند این مالکیت سبب پسرفت صاحب کارخانه و مزاحم پیشرفت بقیه است.
اسلام می گوید نگاه مالکیتی محدود به شرایط است چون دنیا صاحب دارد و آن صاحب با یک شرایطی اذن تصرف به انسان داده است. مثل اینکه ما به یک هتل می رویم و صاحب هتل می گوید شما با کفش نمی توانید داخل خانه بروید و فقط در این حالت اجاره می دهم یا مثلاً حق ندارید میخ به دیوار بکوبید!
نگاه اسلام این است که خدا تا حدی که سبب رشد شود به انسان اجازه مالکیت داده است، نه بیشتر. مالکیت در اسلام محدود است و شروط فراوانی دارد.
حتی اگر می خواهید از کوه استفاده کنید، بی جهت حق نداری یک سنگ را هل بدهید پایین!
اگر می خواهید از معدنی استفاده کنی یک تکه را دچار انفجار می کنید و شروع به استخراج می کنید. اما اگر کنار آن جا را الکی با دینامیت سوراخ کنید، مثلاً برای خنده! این اشکال دارد. حتی حق جابجا کردن سنگ ها را هم ندارید. می توانید برای استفاده از یک معدن همان تکه را سوراخ کنید. اما بی دلیل حق ندارید جای دیگر را سوراخ نمایید.
برای همین است که اگر برای تفریح شکار بروی شکار حرام است، حتی شکار حلال؛ مثلاً کبک! شکار تفریحی در اسلام نداریم و حرام است! شکار برای کسی حلال است که درآمدش از این راه باشد یا اینکه از گرسنگی در بیابان گیر کرده باشد.
یا کسی که تفریحی می رود ماهیگیری و ماهی را کباب می کند و می خورد حرام است! ماهیگیری برای کسی که شغل اش این است حلال است.
پس مالکیت تا حدی که موجب رشد ما و بقیه شود و مزاحم ما و بقیه نباشد و به محیط هم آسیب نرساند مجاز است. چون که مالک اصلی خداست و خدا اجازه داده است که از این استفاده درست نماییم.
استفاده درست یعنی استفاده ای که موجب آبادی آخرت شود. برای همین کاری که منجر شود به افزایش این نعمت ها این کار پسندیده ای است. برای همین کاری که منجر شود به مطلوبتر شدن این نعمت ها این کار پسندیده ای است.
مثلاً یکی از کارهایی که اسلام خیلی به آن تأکید می کند کشاورزی و درختکاری است. حدیث است که اگر نهال درخت دستمان است و همان موقع داری می میرید، همان موقع نهال درخت را بکارید. این کار سبب می شود نعمت های بیشتری فراهم شود تا بقیه بتوانند از آن استفاده ابزاری کنند و بتوانند آخرتشان را بسازند.
در حدیث است که کشاورزی از بهترین مشاغل نزد خداست و همچنین دامپروری چون سبب می شود تا نعمت های موجود ارزش افزوده پیدا نماید. کشاورزی سنگ و خاک را برای آدم قابل استفاده می کند.
مثلاً یک تکه آهن یک گوشه افتاده ما می رویم و آن را چکش کاری می کنیم و از آن یک بیل می سازیم. این کار خوبی است چون سبب رشد بقیه هم شده است. قدیم در برخی مناطق کشور این شیوه بوده است.
این نگاه، نگاه اقتصادی دینی است. نعمت خدا وسیله ای برای رشد است. وقتی نعمت ها را برای دیگران هم بگذاریم تا دیگران هم رشد کنند، این کار خودش موجب رشد ما خواهد شد.
پس اقتصادی که در دین می خواهیم از آن صحبت کنیم یک چیز دیگر است.
نشریه «سمات» بابی با عنوان «نقد مشهورات» دارد که مقاله شماره سوم به قلم مهدی نصیری به نام «با نگاهی به کتاب مغز متفکر جهان شیعه؛ جابر بن حیان، واقعیت یا افسانه» چاپ و منتشر شده است.
نصیری در ابتدای این مقاله به معرفی شخصیت و فعالیتهای علمی «جابر بن حیان» پرداخته و سپس به اختلافات درباره تاریخ ولادت، زادگاه، تاریخ وفات، مدفن، مذهب، آثار منسوب به جابر را بیان کرده است.
نصیری در پایان مقاله خود با میانتیتر «جمعبندی بحث» نوشته است:
________________________________________________________
فارس-مهدی نصیری با چاپ مقاله مبسوطی با عنوان «با نگاهی به کتاب مغز متفکر جهان شیعه؛ جابر بن حیان، واقعیت یا افسانه» در فصلنامه «سمات»، شهرت «جابر بن حیان» را به عنوان یکی از شاگردان امام صادق (ع) زیر سؤال برد.به گزارش فارس، «مهدی نصیری» صاحبامتیاز و مدیر مسئول فصلنامه معرفتی اعتقادی «سمات» که در عرصه تبیین و دفاع از معارف قرآن و اهل بیت (ع) مطالبی را منتشر میکند، در شماره اخیر این نشریه، مقالهای را درباره حقیقت وجودی «جابر بن حیان» در رشته تحریر در آورده است.
نشریه «سمات» بابی با عنوان «نقد مشهورات» دارد که مقاله شماره سوم به قلم مهدی نصیری به نام «با نگاهی به کتاب مغز متفکر جهان شیعه؛ جابر بن حیان، واقعیت یا افسانه» چاپ و منتشر شده است.
نصیری در ابتدای این مقاله به معرفی شخصیت و فعالیتهای علمی «جابر بن حیان» پرداخته و سپس به اختلافات درباره تاریخ ولادت، زادگاه، تاریخ وفات، مدفن، مذهب، آثار منسوب به جابر را بیان کرده است.
نصیری در پایان مقاله خود با میانتیتر «جمعبندی بحث» نوشته است:
۱ ـ از مشهورات غلط جای گرفته در اذهان بسیاری این است که رسالهها و کتب علمی «جابر بن حیان» شاگرد برجسته امام صادق (ع) در شکلگیری علوم جدید غربی نقشی بهسزا داشته و این امر یکی از دلایل مشروعیت و بلکه دینی بودن علوم مدرن است.
۲ ـ مستشرقان و از جمله کتاب سخیف «مغز متفکر جهان شیعه» (ترجمه ذبیحالله منصوری، ۱۳۵۴) در شکلگیری این انگاره نقشی اساسی داشتهاند.
۳ ـ «جابر بن حیان» یکی از مبهمترین شخصیتهای تاریخی اسلامی است و درباره کمتر شخصیتی این مقدار اختلاف و تناقض گویی و تردید وجود دارد. هیچ وجهی از وجوه شخصیتی جابر (اصل وجود او نام او تاریخ تولد، محل تولد، آثار، مذهب سال وفات و مدفن) مورد اتفاق مورخان نیست.
۴ ـ اصل وجود فردی به نام «جابر بن حیان» را شاید نتوان انکار کرد؛ اما حکم به تشیع و شاگرد برجسته و شاخص امام صادق (ع) بودن او در حالی که هیچ کتاب معتبر رجالی شیعه نامی از وی نبرده است، بسیار مشکل است.
۵ ـ حتی با فرض اثبات این که امام صادق(ع) شاگردی به نام «جابر بن حیان» داشتهاند و وی آثاری را در زمینه علوم طبیعی مانند شیمی و طب تحت تعالیم امام (ع) نوشته است و این آثار به اروپا رفته و در رنسانس علمی مدخلیت داشته است، نمیتواند اثباتگر مطلوبیت علوم مدرن غربی باشد، چرا که علوم مدرن ادامه منطقی و تکامل یافته علوم سنتی نبوده و بلکه ماهیت و کارکردی متغایر و متفاوت با آن علوم دارند.
۶ ـ کتاب «مغز متفکر جهان شیعه» که اثر ۲۵ خاورشناس غربی و اروپایی است، درصدد این بوده است که با طرح مطالبی اغلب غلط و غیر مستند، تشیع را با مدرنیته و فلسفه و عرفان یونانی پیوند بزند و مقاومت شیعیان را در برابر این سه جریان بیگانه و غیراسلامی تضعیف و بلکه محو نماید.
هنوز دیدگاهی داده نشده.
اما "جيمز مور " وزير ميراث فرهنگي كانادا در اقدامي كه نشان از گستاخي اين كشور در قبال ايران دارد به كتابخانه و آرشيوهاي كانادا اعلام كرده است كه مستند اورانيوم بايد پخش گردد.
مركز كتابخانه و آرشيوهاي كانادا نيز در واكنش به اظهارات وزير ميراث فرهنگي اين كشور اعلام كرد كه پخش اين فيلم به زماني در ماه فوريه موكول شد.
قرار بود پس از نمايش اين فيلم مستند ضدايراني "كلير لوپز " تحليلگر اطلاعاتي و مامور سابق سازمان جاسوسي آمريكا سخنراني كند.
"الكس تريمن " كارگردان ايرانيوم كه يك صهيونيست و ساكن تلآويو است در مصاحبه با شبكه تلويزيوني سيتيوي كانادا از اقدام مور ابراز خوشحالي كرد.
در اين مستند با افرادي همچون "آر. جيمز وولسي "(R. James Woolsey) رئيس سابق سازمان اطلاعات مركزي(CIA، "اليوت انجل " (Eliot Engel) نماينده دموكرات در كنگره، "پرفسور برنارد لوئيس " (Bernard Lewis) از دانشگاه پرينستون، "سناتور جان كيل " (Jon Kyl) نماينده جمهوريخواهان از آريزونا، "محسن سازگارا " (Moshen Sazegara) ضدانقلاب فراري به خارج از كشور مصاحبه شده است.
__________________________________________________________________________
دولت كانادا قصد دارد تا با پخش مستند "ايرانيوم " كه در راستاي ايران هراسي ساخته شده است گستاخي را نسبت به ايران به حد كمال برساند. به گزارش فارس، صندوق كلاريون توليدكننده مستند جهاد سوم، در جديدترين پروژه "ايران هراسي اتمي " با تلفيق دو واژه ايران و اورانيوم، مستند "ايرانيوم " را ساخته كه ايران را خطرناكترين تهديد اتمي جهان معرفي كرده است. پايگاه خبري شبكه فاكس نيوز در گزارشي اعلام كرد سه شنبه شب قرار بود مستند "ايرانيوم " در مركز "كتابخانه و آرشيوهاي كانادا " به نمايش در آيد كه ظاهرا به دليل نامه سفارت ايران در كانادا پخش اين مستند متوقف شد. اما "جيمز مور " وزير ميراث فرهنگي كانادا در اقدامي كه نشان از گستاخي اين كشور در قبال ايران دارد به كتابخانه و آرشيوهاي كانادا اعلام كرده است كه مستند اورانيوم بايد پخش گردد. مركز كتابخانه و آرشيوهاي كانادا نيز در واكنش به اظهارات وزير ميراث فرهنگي اين كشور اعلام كرد كه پخش اين فيلم به زماني در ماه فوريه موكول شد. قرار بود پس از نمايش اين فيلم مستند ضدايراني "كلير لوپز " تحليلگر اطلاعاتي و مامور سابق سازمان جاسوسي آمريكا سخنراني كند. "الكس تريمن " كارگردان ايرانيوم كه يك صهيونيست و ساكن تلآويو است در مصاحبه با شبكه تلويزيوني سيتيوي كانادا از اقدام مور ابراز خوشحالي كرد. در اين مستند با افرادي همچون "آر. جيمز وولسي "(R. James Woolsey) رئيس سابق سازمان اطلاعات مركزي(CIA، "اليوت انجل " (Eliot Engel) نماينده دموكرات در كنگره، "پرفسور برنارد لوئيس " (Bernard Lewis) از دانشگاه پرينستون، "سناتور جان كيل " (Jon Kyl) نماينده جمهوريخواهان از آريزونا، "محسن سازگارا " (Moshen Sazegara) ضدانقلاب فراري به خارج از كشور مصاحبه شده است.
زبان مناجات
بقيه قسمت هاي شرح مناجات خمس عشر از زبان استاد بزرگوار آيت الله مصباح(حفظه الله) رو هم مي تونيد از لينك زير دريافت كنيد.توصيه مي كنم از دست نديد.
نقدي سهم كنوني طرحهاي بسيج سازندگي از اعتبارات عمراني را يك درصد اعلام كرد و گفت: با توجه به استقبال خوب استانداران و با توجه به بازده بالا و كيفيت خوب كار تلاشگران بسيج سازندگي با هزينه پايينتر ميتوان با استفاده ازاين اعتبارات فعاليتهاي بسيج سازندگي را در اقصي نقاط كشور توسعه داد.
رئيس سازمان بسيج مستضعفين خاطرنشان كرد: برخلاف الگوهاي متداول سرمايهداري و ماركسيستي كه اساس كار آنها تلاش براي ارتقاي منافع فرد يا طبقهاي خاص است، چشمانداز الگوي رفتاري واجتماعي اهلبيت (ع) جلب نظر خلق و تامين منافع آنان است و اين فرهنگ ديني رقابت براي خدمت به ديگران، امروز در بسيج سازندگي متبلور شده است.
وي خاطرنشان كرد: با استفاده از فرصت مشاركت بسيج سازندگي امكان مشاركت آحاد فرزندان كشور در توسعه و رشد كشور فراهم ميشود از سوي ديگر، فرصتي براي آشنايي نسل جوان به عنوان مديران فرداي جامعه با مشكلات و چالشها فراهم ميشود.
رئيس سازمان بسيج مستضعفين كشور با اشاره به جانفشانيهاي 86 هزار جوان شهيد بسيجي در طول دفاع مقدس اظهار داشت: دولتهاي قبلي نخواستند اين ظرفيت عظيم فرهنگي را ببينند، آنها تنها مسير موجود اين مشاركت يعني جهاد سازندگي را نيز بستند و با ادغام آن در وزارت كشاورزي و هدايت فعاليتها به روش بوروكراسي غربي اين راه ارتباطي را مسدود كردند.
وي همچنين با اشاره به لزوم توسعه پوشش اردوهاي طرح هجرت گفت: در استان خوزستان اگرچه فعاليتهاي خوبي در اين زمينه صورت گرفته اما با توجه به ظرفيتهاي فرهنگي و اجتماعي موجود دراين استان انتظار بيشتري ميرود.
بسم الله الرحمن الرحیم
ریاست محترم صدا و سیماسلام علیکم
لطفا به این سوالات پاسخ دهید؛
آیا به راستی می توان تنها با مد نظر قرار دادن محتوای برنامه های رادیو و تلوزیون عنوان کامل این مجموعه یعنی”سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران”را حدس زد؟
جمهوریت در کدام قسمت سیاست گذاری ها رخ می نماید؟
سهم مردم کوره دهات ها و مناطق محروم کشور چند دقیقه از برنامه های مجموعه شماست؟
این مستضعفین که صاحبان اصلی این انقلابند، چقدر صوت و تصویر خروجی این دستگاه را متعلق به خود می دانند؟
به نظر می رسد سهم آن ها نیز مثل خودشان پشت داربست هایی که کوچه های بالا شهر تهران را مسدود و خصوصی کرده است،متوقف می شود. در همان لحظاتی که گزارشگر فکر می کند،دارد حق محرومین را باز می ستاند…
نوع اسلامیت را چطور از طریق برنامه های مجموعه تشخیص دهیم؟چون روح خدا به ما آموخت دو نوع اسلام داریم دو نوع مسلمان!
آری شما اذان پخش می کنید،ولی در نشریه پنجره نوشته شده بود که فارسی وان هم اذان پخش می کند!آری شما قبل از اذان قرآن هم پخش می کنید،آیاتی از کتابی که برترین ذات پس از ذات خدای متعال است،زمان پر کن سنتی خوبی است،اما اگر در لحظات ملکوتی اذان فوتبال داشت،خصوصا فوتبال کشورهای اروپایی،از قرآن فاکتور می گیرید و اذان را زیر نویس می کنید!چون به احتمال قوی مخاطب جوانی که دست پرورده جعبه جادو باشد، می خواهد فوتبال ببیند!
ما که بیماردلیم،وقتی که فوتبال می بینیم یاد خدا نمی افتیم و فکر می کنیم که خمر و میسری است برای شیطان.
إِنَّمَا یُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَن یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِی الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ وَیَصُدَّکُمْ عَن ذِکْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ .
همانا شیطان مىخواهد با شراب و قمار میان شما دشمنى و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد پس آیا شما دست برمىدارید. ۹۱ مائده
ما شبکه قرآن نمی خواهیم می خواهیم روح قرانی بر همه شبکه ها حاکم باشد!
______________________________________________________________
بسم الله الرحمن الرحیم
ریاست محترم صدا و سیما
سلام علیکم
لطفا به این سوالات پاسخ دهید؛
آیا به راستی می توان تنها با مد نظر قرار دادن محتوای برنامه های رادیو و تلوزیون عنوان کامل این مجموعه یعنی”سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران”را حدس زد؟
جمهوریت در کدام قسمت سیاست گذاری ها رخ می نماید؟
سهم مردم کوره دهات ها و مناطق محروم کشور چند دقیقه از برنامه های مجموعه شماست؟
این مستضعفین که صاحبان اصلی این انقلابند، چقدر صوت و تصویر خروجی این دستگاه را متعلق به خود می دانند؟
به نظر می رسد سهم آن ها نیز مثل خودشان پشت داربست هایی که کوچه های بالا شهر تهران را مسدود و خصوصی کرده است،متوقف می شود. در همان لحظاتی که گزارشگر فکر می کند،دارد حق محرومین را باز می ستاند…
نوع اسلامیت را چطور از طریق برنامه های مجموعه تشخیص دهیم؟چون روح خدا به ما آموخت دو نوع اسلام داریم دو نوع مسلمان!
آری شما اذان پخش می کنید،ولی در نشریه پنجره نوشته شده بود که فارسی وان هم اذان پخش می کند!آری شما قبل از اذان قرآن هم پخش می کنید،آیاتی از کتابی که برترین ذات پس از ذات خدای متعال است،زمان پر کن سنتی خوبی است،اما اگر در لحظات ملکوتی اذان فوتبال داشت،خصوصا فوتبال کشورهای اروپایی،از قرآن فاکتور می گیرید و اذان را زیر نویس می کنید!چون به احتمال قوی مخاطب جوانی که دست پرورده جعبه جادو باشد، می خواهد فوتبال ببیند!
ما که بیماردلیم،وقتی که فوتبال می بینیم یاد خدا نمی افتیم و فکر می کنیم که خمر و میسری است برای شیطان.
إِنَّمَا یُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَن یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِی الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ وَیَصُدَّکُمْ عَن ذِکْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ .
همانا شیطان مىخواهد با شراب و قمار میان شما دشمنى و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد پس آیا شما دست برمىدارید. ۹۱ مائده
ما شبکه قرآن نمی خواهیم می خواهیم روح قرانی بر همه شبکه ها حاکم باشد!
آگهی های بازرگانی سریالها وبرنامه هایی که به مصرف گرایی دامن می زند ،با اسلام ناب چه نسبتی دارد؟!
مصوبه مجلس برای کسب بودجه از طریق تبلیغات حکم لایتغیر الهی که نبود!
اگر اعتراض داشتید اعتراض می کردید وزیر بار نمی رفتید!اگر اعتراض کرده اید بگویید.
آقای ضرغامی اسلام ناب جاذبه دارد و دافعه! نمی توان همه را جذب کرد؛
وَلَن تَرْضَى عَنکَ الْیَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ الَّذِی جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَکَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِیٍّ وَلاَ نَصِیرٍ
و هرگز یهودیان و ترسایان از تو راضى نمىشوند مگر آنکه از کیش آنان پیروى کنى بگو در حقیقت تنها هدایت خداست که هدایت [واقعى] است و چنانچه پس از آن علمى که تو را حاصل شد باز از هوسهاى آنان پیروى کنى در برابر خدا سرور و یاورى نخواهى داشت . ۱۲۰ بقره
در بخش خبری ساعت ۲۱ ،پانزدهم دیماه سال جاری، بعد از اینکه ۴۳ دقیقه از موضوعات مختلف سخن گفته می شود ،حتی پس از اینکه از مزرعه پرورش کروکدیل که طبق نقل همان خبر از پوستش برای تهیه کیفهای گران قیمت استفاده می شود،چند ثانیه ای هم بر سر فلسطین،مهمترین مسئله دنیای اسلام ،سرزمین خط مقدم جهاد اسلامی در برابر جبهه استکبار،آن هم در سالگرد جنگ ۲۲روزه غزه ،در حالیکه اعضای کاروان آسیایی با اسماعیل هنیه دیدار داشته اند ودر حالیکه در مصر مانع تخلیه اقلام کشتی سلام شده ،منت گذاشته می شود واز ناراحتی مسلمانانی در حاشیه دریای مدیترانه در اثر تخریب منازلشان به دست صهیونیست ها سخن گفته می شود !!
البته در مقایسه با زمانی که شهادت برادران و خواهران مسلمان در بخش های خبری مسکوت گذاشته می شود، خیلی منت بزرگی است !لابد برای دیده شدن مهم ترین مسئله اسلام از پس انبوه کفهای باطل هیاهوهای دنیا باید خونی به وسعت جنگ ۲۲روزه ریخته شود !
چند روز پیش یکی از اساتید از دیدارش با چند فلسطینی که مدتی در زندانهای رژیم صهیونیستی به سر برده اند ، صحبت کرد وگفت لب انتظار آنها از ما برای کمک به حل بحران فلسطین ،رساندن صدای مظلومیتشان به گوش ملت های دنیاست .
من اگر جای این استاد بودم می گفتم اگر می خواهید در صدا وسیمایی که در کشور ایران وجود دارد – ونه صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران –دیده شوید آنقدر عملیات استشهادی انجام دهید که نعداد شهدا ارزش این را داشته باشد که خبرتان بر خبر پوست سوسمار مقدم شود .
چگونه است که سیاستهای صدا و سیما در شبکه های برون مرزی، به پخش اخبار کاروان آسیایی منجر میشود، اما تلویزیون داخلی در قبال این مسئله حساسیت چندانی ندارد؟ کاروانی که در واقع امتثال امر مولایمان خامنه ای (مد ظله العالی) است که فرمود کار نمادین و درخشان اعزام کاروان دریائی به غزه، باید در دهها شکل و شیوهی دیگر بارها و بارها تکرار شود.
باید گفت صدا وسیمایی که در داخل وجود دارد بیشتر از آنکه دانشگاهی عمومی باشد، شبیه مهد کودکی است که مزیت عمده اش سرگرم کردن افراد است.
به نظر شما این نحوه چینش اخبار با پخش سریال مختارنامه تناقض ماهوی ندارد؟
البته اخیراً در صدا وسیما شاهد برنامه هایی خوبی در تبیین فواید هدفمند سازی یارانه ها بوده ایم. ولی آیا به نظر شما اگر پایه های اعتقادی افراد جامعه با تمرکزی به همین میزان روی مسائل اصلی تر پرورش می یافت، شما باز هم مجبور بودید که برای شفاف سازی مصادیق آن این قدر انرژی صرف کنید؟
ما از “لو علم الناس معالم کلامنا لاتبعونا” می فهمیم که این معالم به مردم گفته نشده وخوش بینانه ترین فرض این است که ضعف سازمان دهی در مجموعه وجود دارد .
آقای ضرغامی، ما سازمان صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران را از چه کسی بخواهیم؟
ضمناً عرف نامه نگاری هایمان بر این بود که به نقاط قوت موضوع مورد بحث هم اشاره ای داشته باشیم ،اما به نظر می رسد برای پرداختن به این جنبه های مثبت همان عنوان”بهترین رسانه” در جشنواره مطبوعات وخبر گزاری ها بیش از حد کافی باشد .
والسلام علی عباد الله الصالحین
جمعی از دانشجویان دانشگاه امام صادق (علیه السلام)
خبر ضمیمه!
تحویل عمده ی کمک های کشتی آسیایی سلام به اسرائیل!!!
طبق آخرین اخبار واصله از کشتی حامل کمک های بشردوستانه کاروان آسیایی، وضعیت تخلیه بار بسیار بغرنج میباشد چرا که مصری ها تا اینک که پاسی از شبِ روز دوم حضور کاروان در غزه است فقط اجازه تخلیه سی درصد بار کشتی را دادهاند.
این درحالی است که از صبح امروز، دو تن از اعضای کاروان به نمایندگی در محل تخلیه بار کشتی در بندر العریش حاضر شده اند و پول مورد درخواست مصریها را نیز تحویل آنان دادهاند.با این وجود، دولت خبیث مصر اعلام کرده که به داروهای ایرانی و همچنین کمک های غذایی و لوازم التحریر و… سایر کشورها که در کشتی سلام بودهاند اجازه تخلیه نخواهد داد و از آن وقیحانهتر اعلام کرده که این کمکها را تحویل مقامات اسراییلی خواهد داد!
هم اینک کمیته مرکزی کاروان آسیایی در غزه تشکیل جلسه داده تا در مقابل این اقدام بیشرمانه و غیرانسانی مصریها تصمیمات مقتضی را بگیرد. این کمیته از همه کشورهای اسلامی خواسته تا در مقابل این اقدامات موضع شفاف خود را اعلام نمایند.