‏نمایش پست‌ها با برچسب فارغ التحصیلان دانشگاه های مشهد. نمایش همه پست‌ها

گل کوزه گر>>:ایکاش این بودجه ها و امکانات در اختیار افراد کار بلدی چون داود میرباقری ها،حسن فتحی ها و... قرا بگیرد تا پروژه هایی مانند "ملک سلیمان"،"یوسف پیامبر"و...که شاید تنها یکبار باصرف بودجه های عظیم ساخته میشوند به آثاری بهتر،ماندگارتر و قابل قبولتر مبدل شوند.


وبلاگ انقلاب دائمی:::پرده‌ي‌ اول: آقاي احمدي‌نژاد در سخنراني‌هاي خود بارها با افتخار از رشد سرمايه‌گذاري خارجي در ايران خبر داده است و اين كه چگونه در دور زدن تحريم‌ها موفق بوده‌ايم. اما بايد اين نكته را نيز به خاطر سپرد كه رشد سرمايه‌گذاري خارجي مي‌تواند مانند تيغ دو لبه عمل كند و سپردن عنان اقتصاد و به خصوص ماليه‌ي كشور به بيگانگان مي‌تواند تبعات سنگيني را براي كشورمان داشته باشد.
پرده‌ي دوم: از زماني كه مطالعاتم را پيرامون قوم يهود و نقش‌آفريني تاريخي آن‌ها–كه تا كنون ادامه پيدا كرده است–آغاز كردم روز به روز با حقايق تكان‌دهنده‌ي بيشتري مواجه مي‌شوم. البته در اين يادداشت قرار نيست به مسئله‌ي يهود و نفوذ آن‌ها در اركان سياسي، مالي و فرهنگي دنيا بپردازم (در آينده به صورت مفصل به اين موضوع خواهم پرداخت). در اين يادداشت هدفم تنها يك هشدار جدي است به مسئولين و بالاخص شخص آقاي احمدي‌نژاد!
پرده‌ي سوم: چند روز پيش يكي از دوستان امريكايي‌ام كه داراي گرايشات ضد سرمايه‌داري و ضدصهيونيستي است در ايميلي اظهار تعجب خود را از خبری که متعلق به سال قبل می باشد ابراز كرد:
ترجمه: “گلدمن سَ.كس و سي.تي. گروپ (دو بانك يهودي) قرار است در ايران شعبه بزنند.”

اين خبر براي من نيز بسيار شكه‌كننده بود. چه آن‌كه در مطالعاتي كه پيرامون نفوذ يهود در امريكا داشتم هميشه از اين دو بانك بزرگ و بين المللي به عنوان دو نيروي فشار قوي در امريكا ياد مي‌شود كه سياستمداران امريكا به شدت از آن‌ها متأثرند و در بخش عمده‌اي از سياست‌هاي صهيونيستي امريكا نقش ايفا مي‌كنند.
(دقت كنيد كه اين موضوع بسيار مفصل است و نياز به يادداشت‌هاي جداگانه‌اي دارد تا بتوان به ابعاد و مكانيزم تأثيرگذاري يهود در سياست‌هاي امريكا پي برد).
همان طور كه در ليست زير مي بينيد اين دو بانك يهودي به همراه بانکها و بنگاه های دیگری که آن ها نیز دارای مالکین یهودی هستند بزرگترين حاميان مالي اوباما و مك كين در انتخابات اخير امريكا بوده اند:
لیست حامیان مالی اوباما و مک کین
حالا اين بانك‌ها به همراه بسياري ديگر از همتايان خود كه دهه‌ها است نفوذ خود را در كشورهاي غربي تثبيت كرده اند و نظام هاي سياسي آن‌ها را تحت سيطره خود گرفته‌اند، ايران را هدف قرار داده‌اند تا با به دست گرفتن و سپس دستكاري و اخلال جريان سرمايه در ايران بزرگترين دشمن اسرائيل و يهود بين الملل را تضعيف كنند. اين يك خطر جدي است كه كيان انقلاب اسلامي را تهديد مي‌كند. اميدوارم كه اين مطلب به گوش مسئولين برسد و هر چه سريعتر شاهد بسته شدن گلد‌من سَ.كس و سي‌.تي. بنك باشيم.
حتي هري شالتز – Harry Schultz (يك سرمايه‌دار و مشاور مالي معروف) چند روز پيش در مصاحبه‌اي اعلام كرد:
من خوشحالم ازاين كه اعلام كنم كه جنگ جهاني سوم چندي پيش پايان پذيرفت. جنگ ايران كه به وسيله‌ي موساد و پنتاگون برنامه‌ريزي شده بود و آغازگر جنگ جهاني سوم بود قبل از اين كه آغاز شود به پايان رسيد. اين اولين نمونه در تاريخ است!
از كجا اين را فهميدم؟ تبليغات را رها كنيد، جريان پول را پيگيري كنيد! چهار بانك امريكايي در شرف افتتاح شعبه در ايران هستند… سي.تي.بنك و گلدمن سَ.كس در بين اولين متقاضيانند! از آن‌جا كه گلدمن سَ.كس از عناصر پشت پرده‌ي دولت امريكا است– همان طور كه همه مي‌دانيم،– اين خبر باعث خوشحالي من شد.
خوشحالی شالتز به خاطر این است که او گمان می کند که با نفوذ بانک های یهودی به نظام سرمایه و مالیه ایران  دیگر نیازی به حمله نظامی برای از بین بردن قوی ترین پایگاه ضدصهیونیزم دنیا نیست. اميدوارم اين هشدار به گوش مسئولين برسد. اين يك خطر كاملا جدي است!
در لینک پرس تی وی هم ملاحظه میکنید که بسیاری از کاربران نگرانی خود را از این بابت در کامنت ها ابراز کرده اند.
اين روزها درگير واحدهاي درسي‌ام در دانشگاه يزدم. انشاءالله اگر فراغتي پيدا كنم طي يادداشت‌هاي مستقلي به واكاوي سلطه‌ي يهود بر جريان مالي، اقتصادي و رسانه‌اي دنيا و نحوه‌ي تأثيرپذيري تاريخ معاصر و سياست بين‌الملل از آن خواهم پرداخت.
بصيرت دانشجويي::: ۱- اگر برای انقلاب اسلامی مردم ایران ، ثمره ‌هایی در حوزه‌ های مختلف همچون فرهنگ و هنر قائل باشیم ، بی‌تردید استاد علیرضا افتخاری یکی از این ثمره ‌های زرین و پرافتخار محسوب می‌شود بویژه که درخشش ایشان در حوزه موسیقی سنتی توانست این هنر را از محاق فراموشی در میانه گسترش آثار پاپ و بعضا بی‌محتوا نجات دهد . روند ادامه حیات موسیقی سنتی ایران با تلاش‌های جناب آقای افتخاری در طول این 30 سال ترمیم شد و به تعبیری حتی ‌می‌توان گفت ایشان در یک عملیات جنگ نرم توانستند همگرایی هنرمندان این حوزه را مستدام کرده و اجازه بروز مشکلات در برابر حضور موسیقی سنتی در عرصه هنر ایران را ندهند .

۲- بنده به ‌واسطه یکی از بهترین آلبوم‌‌های موسیقی کارنامه استاد افتخاری یعنی « نیلوفرانه » با ایشان آشنا شدم ؛ آلبومی در وصف حضرت موعود (عج) که هنوز هم معتقدم افتخار موسیقی پس از انقلاب است و پس از آن هم نمونه و هماوردی برای آن نمی‌توان برشمرد . اثرگذاری و میزان نفوذ « نیلوفرانه » در میان مخاطبان و اقشار جامعه در آن زمان به‌گونه‌ای بود که آن را به‌عنوان‌ هدیه به دوستان خود اهدا می‌کردند و از همان زمان جایگاه علیرضا افتخاری در موسیقی ایران‌زمین تثبیت شد ؛ جایگاهی که همچنان بر همگان محرز است و با حاشیه‌ هایی از جنس حاشیه‌ های اخیر خدشه بر آن وارد نخواهد شد .

۳- دشمنان قسم خورده این مرزوبوم ، این روزها برخی هنرمندان به ظاهر بزرگ را به سمت خود کشانده‌اند که در واقع نمی‌توان نام هنرمند را هم بر آنها نهاد چرا که به‌واسطه چند اثر نسبتا خوب اسیر خودستایی شده و تصمیم به موج‌ سواری بر جریان ‌های غیرهنری گرفتند . در مواجهه با چهره‌هایی از این دست ، مهم‌ترین اصل هنری جناب افتخاری که ایشان را اینچنین ماندگار کرده استقلال و تعهد به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است . آقای افتخاری از آن شبه ‌هنرمندانی نبودند که هر بار به سمتی گرایش پیدا کنند و از همین رو هم امروز یکی از بزرگان موسیقی محسوب می‌شوند . معتقدم اگر امروز ایشان رفتاری چه در عرصه فرهنگ و چه عرصه سیاست داشته باشند ، می‌توان به‌عنوان‌ یک الگو مورد توجه قرار گیرند .

۴- به‌عنوان‌ نکته آخر باید تاکید کرد ، دکتر احمدی‌نژاد طبق آمار یکی از خاص ‌ترین رؤسای جمهور ایران پس از انقلاب محسوب می‌شود که تا به امروز چندین برابر دولت‌ های پیش از خود توانسته در عرصه اجرایی کشور را پیش ببرد . با این حساب ، اگر امروز هنرمندی به مصافحه با ایشان می‌شتابد این عین افتادگی است و نمی‌توان آن را چاپلوسی خواند . معتقدم جناب افتخاری هم باید از واکنش رسانه‌های بیگانه خوشحال باشند ، چه اینکه نشان می‌دهد ایشان مسیر درست را رفته‌ و به جای دوست ، دشمنان را از رفتار خود ناراحت کرده‌اند که بابت این اتفاق باید به ایشان تبریک گفت .


وبلاگ بصیرت دانشجویی:::سرانجام پس از گذشت یک ماه از طرح موضوع کمک یک‌میلیارد دلاری به سران فتنه توسط آیت‌الله جنتی ، وزیر اطلاعات در جمع خبرنگاران حاضر شد و علاوه بر تایید این خیانت فتنه‌گران ، تاکید کرد که مقادیر و مبالغ کمک بیش از این حرف‌ها بوده است . با این حساب دور از انتظار نیست اگر در روزهای آتی ، مسببان وقایع سال 88 به جنجال رسانه‌ای روی آورند و همچون یک ماه گذشته تلاش خود را در تکذیب این مبحث و تغییر ذهنیت مردم مصروف کنند ؛ تلاشی که البته پیش از تحقق هر امری ، اختلاف میان سران فتنه را تشدید می‌کند . چنانکه در یک ماه گذشته پس از افشاگری دبیر شورای نگهبان ، میرحسین موسوی و مهدی کروبی با واکنش‌های همرنگ و مشابه نسبت به آن واقعیت ، ضمن بری دانستن خود از این خطا ، احتمال دادند که سیدمحمد خاتمی مشمول چنین کمک‌هایی بوده است و بر همین پایه شیخ اصلاحات صراحتاً گفته بود : « این پول‌ها را که ما نگرفته‌ایم ؛ پس حتما "خاتمی" و ... گرفته‌اند ».
به هر حال اظهارات اخیر وزیر اطلاعات درباره کمک یک‌میلیارد دلاری غرب به سران فتنه و همچنین هزینه 17 میلیارد دلاری استکبار برای اجرای جنگ نرم در جریان فتنه سال گذشته ، اکنون جریان منحرف از خط اصیل انقلاب را بشدت گیج کرده است . سردمداران این جریان مدام سعی دارند با هوچی‌گری ، جنجال‌سازی و انحراف افکار عمومی از هر حقیقتی که فاش می‌شود ، راه فراری برای خویش ترتیب دهند و چشم و گوش مردم را برای دیدن و شنیدن واقعیات ببندند . گویا این شگرد که در ابتدای فتنه برای شکست‌خوردگان سیاسی کارساز بود ، امروز هم این تصور را برایشان ایجاد کرده که با هر قیل و قالی می‌توانند جماعتی را حول خود گرد آورند و حقایق را به محاق فراموشی بسپرند . غافل از آنکه قدرت‌های غربی و معارض با انقلاب اسلامی ، خشت‌های تازه دشمنی را روی ملات فتنه 88 گذاشته‌اند و صریحا اعلام می‌دارند که قطعنامه چهارم برای تضعیف جمهوری اسلامی و پیشرفت اپوزیسیون داخل ایران بوده است .
چند ماه پیش از قطعنامه نیز سنای آمریکا با تصویب بودجه‌ای بالغ بر 55 میلیون دلار ، آشکارا اهداف جنگ نرم علیه ایران و طرح مقابله با جمهوری اسلامی در فضای سایبر را برنامه‌ریزی‌ می‌کنند . آیا با این هزینه‌های سنگینی که نظام سلطه پس از فتنه اخیر برای مهار داخلی جمهوری اسلامی به کار گرفت ، باز هم سران فتنه می‌توانند سر موضوع کمک یک‌میلیارد دلاری که با سند و مدرک اثبات‌پذیر است ، گریبان این و آن را بگیرند که چرا تهمت می‌زنید و ما یار انقلابیم ؟! و اصلا به فرض که مردم چشم و گوششان روی این خبر بسته شود و به نوعی صورت مساله کمک یک‌ میلیارد دلاری پاک شود ولی باز باید از سران فتنه پرسید که آیا کمک‌های آشکار آمریکا برای پیشروی اغتشاشگران پس از انتخابات که منقش به امضای باراک اوباماست ، این نیز وجود ندارد و بی‌سند ابراز می‌شود ؟