‏نمایش پست‌ها با برچسب دانشجویان آزادمشهد. نمایش همه پست‌ها
جهاد فرهنگی، فرهنگ جهادی::: میزان تاثیر آنفلوانزای تونسی را در سایر کشورهای عربی چقدر می دانید؟
تاثیرگذاری را باید از همان تونس اندازه گیری کرد. مساله ی تونس با فرار «بن علی» به عربستان، تمام نشده است، و هم چنان ناآرامی ها ادامه دارد. مشکل انقلاب تونس این است که سه عنصر برای عصر پس از حکومت بن علی را ندارد. عنصر اصلی، عدم وجود یک رهبر مشخص و شناخته شده است. راشد الغنوشی تاکنون نتوانسته نقش مهمی در این خصوص ایفا کند. عنصر دوم، عدم وجود ساختار تشکیلات گروه معارض جایگزین است. گروه النهضه، چنین ظرفیتی نداشته و لذا یک ساختار تشکیلاتی جایگزین برای پرکردن خلأ قدرت پس از بن علی وجود ندارد. عنصر سوم، عدم شفافیت ایدئولوژی و اندیشه ی جایگزین است. آیا مردم تونس، اسلام و حکومت اسلامی می خواهند یا گونه ای دیگر! در فقدان این سه عنصر اساسی، نگرانی ها بر این است که غرب با توطئه و ترفند این خلأ را مجددا پر کند.
این مشکل برشمرده شده در تونس، در مورد اردن، مصر، و یمن نیز صدق می کند. در این سه کشور نیز، رهبر توانمند برای هدایت انقلاب وجود ندارد، یا هنوز شناخته نشده است. جریان اخوان المسلمین، شاگردان عاکف، یا افراد تکنوکراتی هم چون محمد البرادعی، در حد و توان رهبران یک انقلاب بنیادین در مصر نمی توانند ظاهر شوند. وجود تصاویر جمال عبدالناصر در دست برخی تظاهرکنندگان، بیشتر به جریان حزب ناصری برمی گردد که آن نیز فاقد قدرت فراگیر است. این وضعیت در اردنِ ملک عبدالله و یمنِ عبدالله صالح نیز موقعیت بهتری نسبت به تونس و مصر ندارد. افراد حاضر در این اعتراضات، در همه ی این کشورها، در شعارهای خود از «الله اکبر» استفاده می-کنند. اما این اسلام خواهی مردم در جهان عرب، نیاز به امام دارد که خلأ آن بسیار مشهود است. با این خلأ، مردم در این کشورها در صحنه ی اعتراضی، از روشنفکران جامعه ی خود بسیار جلوتر هستند و این شکست جریان روشنفکری در این جوامع است.
________________________________________________________________________
غرب در تربیت رهبران جوان خوش نام و مردمی در جهان عرب ناتوان بوده و اکنون مشکل جدی آمریکا این است که رهبر جایگزین برای هیچ کشور عربی ندارد و لذا مهم ترین تدبیر غرب این است که تغییر حکومت ها را به تاخیر بیاندازد.

موج ناآرامی های خیابانی در تونس، مصر، اردن، و هم چنین در یمن، چهره ی جهان عرب را متلاطم نشان می دهد. گونه شناسی و تیپولوژی این ناآرامی ها و آسیب شناسی آن را در جهان عرب با حسن عباسی رئیس مرکز بررسی های دکترینال به گفت و گو نشستیم.

ناآرامی ها در کشورهای مختلف عربی، دامنه دار شده است و ظاهرا از یک اعتراض عمومی عادی به یک اعتراض مستمر تبدیل شده است. عمق این ناآرامی ها چگونه اندازه گیری می شود؟
بسم الله الرحمن الرحیم. عمق یابی این ناآرامی ها، موضوع مهمی است، لذا پرسش شما حائز اهمیت است. این ناآرامی ها از تونس آغاز شد و از این رو باید گونه شناسی را از تونس شروع کرد. در تونس دولت فاسد «بن علی» با ماهیتی غرب گرا و سکیولار، حدود ربع قرن بر مردم تونس سیطره داشت. سه ویژگی غرب گرایی، فساد، و ضداسلام بودن رژیم بن علی، عامل اصلی خیزش مردم در این کشور محسوب می شود. این وضعیت، در مورد مصر و اردن و یمن، و کشورهای متعدد عربی نیز صدق می کند. یعنی دولت مبارک در مصر، و حکومت عبدالله در اردن، و رژیم عبدالله صالح در یمن نیز، هم غرب گرا و دست نشانده ی آمریکا هستند، هم رژیم هایی ضد دین و به ویژه اسلام-ستیز محسوب می شوند، و در نهایت، آن چه مردم را به ستوه آورده است، فساد گسترده ی آنها است.


این ویژگی ها قبلا نیز وجود داشت. چرا در این برهه ی زمانی موج ناآرامی ها یکی پس از دیگری کشورهای عربی را در بر گرفته است؟
غرب گرایی، فساد و اسلام ستیزی این دولت ها به مرور برای مردم این کشورها مسجل شده و در ادامه ی روند بیداری مسلمانان در جهان عرب، آگاهی آنان گسترش یافته و وضعیتی شبیه آتش زیر خاکستر پیدا نموده است. این وضعیت که مشابه انبار باروت است نیازمند جرقه ای بود تا شعله ور شود. این جرقه از تونس زده شد. لذا آنفلوانزای تونسی، به بدن ضعیف شده ی دولت های عربی رسوخ کرده و آنها را دچار تب و لرز نموده است.

میزان تاثیر آنفلوانزای تونسی را در سایر کشورهای عربی چقدر می دانید؟
تاثیرگذاری را باید از همان تونس اندازه گیری کرد. مساله ی تونس با فرار «بن علی» به عربستان، تمام نشده است، و هم چنان ناآرامی ها ادامه دارد. مشکل انقلاب تونس این است که سه عنصر برای عصر پس از حکومت بن علی را ندارد. عنصر اصلی، عدم وجود یک رهبر مشخص و شناخته شده است. راشد الغنوشی تاکنون نتوانسته نقش مهمی در این خصوص ایفا کند. عنصر دوم، عدم وجود ساختار تشکیلات گروه معارض جایگزین است. گروه النهضه، چنین ظرفیتی نداشته و لذا یک ساختار تشکیلاتی جایگزین برای پرکردن خلأ قدرت پس از بن علی وجود ندارد. عنصر سوم، عدم شفافیت ایدئولوژی و اندیشه ی جایگزین است. آیا مردم تونس، اسلام و حکومت اسلامی می خواهند یا گونه ای دیگر! در فقدان این سه عنصر اساسی، نگرانی ها بر این است که غرب با توطئه و ترفند این خلأ را مجددا پر کند.
این مشکل برشمرده شده در تونس، در مورد اردن، مصر، و یمن نیز صدق می کند. در این سه کشور نیز، رهبر توانمند برای هدایت انقلاب وجود ندارد، یا هنوز شناخته نشده است. جریان اخوان المسلمین، شاگردان عاکف، یا افراد تکنوکراتی هم چون محمد البرادعی، در حد و توان رهبران یک انقلاب بنیادین در مصر نمی توانند ظاهر شوند. وجود تصاویر جمال عبدالناصر در دست برخی تظاهرکنندگان، بیشتر به جریان حزب ناصری برمی گردد که آن نیز فاقد قدرت فراگیر است. این وضعیت در اردنِ ملک عبدالله و یمنِ عبدالله صالح نیز موقعیت بهتری نسبت به تونس و مصر ندارد. افراد حاضر در این اعتراضات، در همه ی این کشورها، در شعارهای خود از «الله اکبر» استفاده می-کنند. اما این اسلام خواهی مردم در جهان عرب، نیاز به امام دارد که خلأ آن بسیار مشهود است. با این خلأ، مردم در این کشورها در صحنه ی اعتراضی، از روشنفکران جامعه ی خود بسیار جلوتر هستند و این شکست جریان روشنفکری در این جوامع است.

آیا می توان رهبر برای همه ی این جنبش ها مشخص کرد؟ به طور مشخص منظورم یک رهبر واحد در سطح جهان عرب است؟
بله! همان گونه که در دهه ی 1960 در مصر، جمال عبدالناصر، نقش یک رهبر را برای جهان عرب ایفا می کرد، می توان رهبر مشخص برای جهان عرب در نظر گرفت. افرادی مانند سید حسن نصرالله در جهان عرب وجود دارند که به عنوان یک «رهبر عربی» ظرفیت اداره ی جهان عرب را دارد، به ویژه این که وی محبوبیت گسترده ای در جهان عرب دارد. طیف رهبران انقلابی نسل نخست، افرادی چون حافظ اسد، ناصر، عرفات، قذافی، بن بلا، و ... گرایش ناسیونالیستی و سوسیالیستی داشتند. اما طیف رهبران انقلابی نسل دوم، افرادی چون سید حسن نصرالله، خالد مشعل، اسماعیل هنیه، و رمضان عبدالله، کسانی هستند که سه ویژگی اساسی دارند، اسلام گرا هستند، استکبارستیزند، و مردمی هستند. در واقع تنها گروه هایی که الگو برای اداره ی جامعه ی خود در سطح جهان عرب دارند، حزب الله لبنان و حماس و جهاد اسلامی فلسطین هستند.


تدبیر غرب برای خلأ رهبری در جهان عرب چیست؟
غرب در جهان عرب با پیچیده ترین چالش ها از عصر فروپاشی عثمانی تاکنون، مواجه شده است، که فهرست بلندبالایی دارد. مواردی مانند:
1- رهبران غرب گرا و وابسته در جهان عرب، بیش از همیشه متزلزل، فرسوده، فاسد، و ناکارآمد شده اند.
2- غرب، با بیداری گسترده ی مردم در سطح جهان عرب مواجه است.
3- مردم جهان عرب، یک تحقیر تاریخی یک صد ساله را به دست غربیان تجربه کرده اند که استثمار و استبداد، جنگ و اشغال، و از همه ی این تحقیرها عظیم تر، ایجاد یک دُمل چرکی در قلب جهان عرب به نام اسراییل است. اکنون مهم ترین چالش غرب، این تحقیر تاریخی و بغض انباشت شده در جهان عرب است.
4- غرب در تربیت رهبران جوان خوش نام، تازه نفس، و مردمی، برای جهان عرب ناتوان بوده است، و اکنون مشکل جدی آمریکا این است که رهبر آلترناتیو برای هیچ کشور عربی در اختیار ندارد.
5- غرب، مشکل اساسی در درون تمدن خود دارد، که مهم ترین آن، مساله ی رکود اقتصادی و مساله ی نقض گسترده ی حقوق بشر، و ... محسوب می شود. این مشکل اساسی، موجب شده است که غرب دیگر الهام بخش نباشد. عدم الهام بخشی غرب، مشکل مهمی برای آمریکا در جهان عرب محسوب می شود. وجود رهبر فاسدی، مانند برلوسکونی در ایتالیا، یا سارکوزی در فرانسه، و موقعیت رقت بار اقتصادی انگلیس، به جای الهام بخشی غرب، نفرت را در دیگر جوامع برمی انگیزد.
این چالش ها، روی تدابیر آمریکا در جهان عرب در مواجهه با ناآرامی های اخیر تاثیر می گذارد. لذا مهم ترین تدبیر غرب این خواهد بود که تغییر در حکومت ها در کشورهای گوناگون عربی را به تاخیر بیاندازد. از سوی دیگر تلاش خواهد کرد با کنترل صحنه، با مشخص شدن قدرت برتر در صحنه، بلافاصله به آن گروه یا فرد نزدیک شده و خود را همراه با تغییرات و تحولات معرفی کند. این تدابیر اساسی و ناگزیر غرب در مواجهه با این ناآرامی های اخیر در جهان عرب است.

جهاد فرهنگی، فرهنگ جهادی::: با از بین رفتن نظام توزیع و نظارت مناسب فیلم های شبکه خانگی و با ورود این نوع فیلم ها به بازار به اصطلاح سوپرمارکتی شاهد تولید فیلم هایی بودیم که نه تنها برازنده سینما وتلویزیون ایران نیست بلکه در آنها به شدت به اهداف اجتماعی و مذهبی جامعه ما توهین شده بود .

محصول ایجاد این شبکه توزیع سی دی های مبتذلی چون بمب خنده مهران مدیری است که در آن به شدت ادبیات و آرمان های دینی مان را نشانه رفته است. اما نکته ای که در این مجال مهم جلوه می کند با ایجاد و گسترش این شبکه که از حداقل ترین نظارت ها برخوردار بود بسیاری به فکر افتادند برای فرار از دامنه توقیف ها و نظارت های معمول به دامن این شبکه پناه ببرند و عقده های درونی خود را که تا کنون فرصتی برای بیان آن نداشتند را در قالب تولیدات خود در این نظام توزیع عرضه کنند.

__________________________________________________________

با از بین رفتن نظام توزیع و نظارت مناسب فیلم های شبکه خانگی و با ورود این نوع فیلم ها به بازار به اصطلاح سوپرمارکتی شاهد تولید فیلم هایی بودیم که نه تنها برازنده سینما وتلویزیون ایران نیست بلکه در آنها به شدت به اهداف اجتماعی و مذهبی جامعه ما توهین شده بود .

محصول ایجاد این شبکه توزیع سی دی های مبتذلی چون بمب خنده مهران مدیری است که در آن به شدت ادبیات و آرمان های دینی مان را نشانه رفته است. اما نکته ای که در این مجال مهم جلوه می کند با ایجاد و گسترش این شبکه که از حداقل ترین نظارت ها برخوردار بود بسیاری به فکر افتادند برای فرار از دامنه توقیف ها و نظارت های معمول به دامن این شبکه پناه ببرند و عقده های درونی خود را که تا کنون فرصتی برای بیان آن نداشتند را در قالب تولیدات خود در این نظام توزیع عرضه کنند.

اما بعد از نتیجه خوب سازندگان فیلم های مبتذل و سخیف از شبکه خانگی این بار سریال سازان قهار تلویزیونی بودند که برای فرار از فشار انتقاد ها و ساخت و ترویج سریال های بفروشی که ابتذال و تباهی در سراسر آن موج میزند وارد این گود شدند و بدینگونه سریال های قلب یخی و قهوه تلخ شکل گرفتند . محمد حسین لطیفی و مهران مدیری که امتحان داشتن نبض مخاطب را در تلویزیون پس داده بودند این بار حرف های فرو خورده خود را که نمی توانستند از دریچه قاب رسانه ملی مطرح کنند به دامن این شبکه پناه آوردند . البته در این میان مهران مدیری توانست با القای موضع عدم توافق مالی با تلویزیون توجیه مناسبی برای عملکرد خود پیدا کند ، اما لطیفی اوج ابتذال و وقاحت را در قلب یخی به یمن شبکه خانگی به تصویر گذاشت .در این میان قهوه تلخ مهران مدیری به خاطر حضور خیل بازیگران طنزپرداز و باسابقه درکارهای مهران مدیری با استقبال گسترده تری از سوی مردم مواجه شد ولی بازهم خود مدیری که می ترسید دوره طنزهای سبک و مبتنی بر الفاظ کلامی اش به سر آمده است با توسل به قرعه کشی و جوایزی رویایی مانند خانه و خودرو سعی کرد مخاطب را به زور پای سریالش نگه دارد.

شبکه ویدئوی خانگی به عنوان یکی از ابزارهای رسانه ای دردسترس که از کمبود نظارت های معمول در جریان های رسمی رسانه رنج می برد امروز با گسترش فضای دردسترس خود بهترین زمینه برای رواج ابتذال را فراهم آورده است . تولید فیلم های ویدئویی سخیف و سریال هایی همچون قهوه تلخ و قلب یخی که از تیغ تیز نظارت سینما و تلویزیون در امان مانده اند و توزیع آن در سطح سوپرمارکت ها و ویدئوکلوپ ها دلیل محکمی برای اثبات این موضوع به شمار می آید .


قهوه تلخ که یک سریال بی هویت چه از لحاظ تاریخی و چه از لحاظ پرداخت قصه است برعکس سریال شب های برره که به نقد جامعه ی مردمی می پرداخت به نقد حاکمیت پرداخته است اما با توجه به اینکه در آن مقطع تاریخی که سریال روایت می شود برخلاف متن سریال کشور ایران دارای حکومتی مرکزی به سرپرستی فرزندان کریم خان زند بوده است به نظر می رسد ایجاد این فضا تنها یک عقده گشایی سیاسی شخص مهران مدیری باشد که با تبلور نقش افرادی چون جهانگیر شاه دولو که از هرگونه درک و فهمی بی بهره است به منصه ظهور رسیده باشد.البته این عقده گشایی به بدترین شکل ممکن و با زیرپا گذاشتن تمامی ارزشها و اخلاقیات و با رکیک ترین و نامناسب ترین دیالوگ ها انجام شده است و مدیری حتی پا را فراتر از این گذاشته است و با توهین به زنان در فیلم خود که نمونه ای از زنان ایرانی هستند، آنان را فاقد شعور و ادب و متانت معرفی می کند که تنها دغدغه‌شان آوردن فرزند پسر است و در اين ميان كاترين، همسر فرنگي پادشاه اين دربار، الگويي براي زنان ايراني قرار مي‌گيرد تا با توجه به نظر او لباس بپوشند، غذا بخورند و حتي ياد بگيرند كه از عطر استفاده كنند .

همه این موارد در حالی است که سریال سخیف قهوه تلخ که در آن هیچ ردی از طنزهای زیبا و اثرگذار موقعیت دیده نمی شود به محلی برای رد و بدل شدن مبتذل ترین واژه ها و تصاویر تبدیل شده است که با توجه به دایره اثر گذاری این سریال در خانواده قطعا پیامدهای منفی بسیاری را به خصوص در قشر کودکان و نوجوانان به دنبال خواهد داشت .این قشر که یکی از تاثیر پذیر ترین سنین خود را طی میکند به راحتی از آموزه های غلط این سریال الگو برداری می کند و در جامعه دوستی خود با دیگر دوستانش به اشتراک می گذارد و همین می شود که در سطح جامعه این الفاظ و آموزه های غلط رواج پیدا می کند.

حال سوال اینجاست که در ام القرای جهان اسلام که عده ای مترصد پیدا کردن کوچکترین مشکلی در فرهنگ هستند و با دیدن آن آن معضل را در بوق و کرنا می کنند و فریاد وا اسلاما سر می دهند چگونه است که هم اکنون در مقابل این تهاجم آشکار فرهنگی منتها از داخل سکوت سنگینی پیشه کرده اند.


دستگاه های مسئول فرهنگی و نظارتی گول اسم چه کسی را خورده اند که این چشم بند بزرگ را به چشم خود بسته اند و این همه وقاحت را نادیده می گیرند؟ چرا باید وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از موضع رسمی فرهنگ این کشور از چنین سریالی حمایت کن؟ شاید میلیون ها تومان از درآمد توزیع این سی دی های مبتذل راه ساختمان فرهنگی بهارستان را در پیش گرفته است که این سکوت شکسته نمی شود .


شاید بعضی ها دوست دارند با ترویج ابتذال به بهانه خنده و . . . به یک عده فرصت طلب فرصت سنگ اندازی بدهند . به هر حال هرچه که هست این عده و شخص آقای مدیری باید بداند مردم ما نفهم نیستند و با شعور ترین و با فرهنگ ترین مردم دنیا هستند و اگر عده ای هم خودشان را به خواب بزنند مردم هوشیارند و گول هیچ تبلیغی را نمی خورد .

جهاد فرهنگی، فرهنگ جهادی::: رسانه دولتی انگلیس فیلم بخشی از خطبه‌های نماز جمعه 26 تیرماه آقای هاشمی را بر روی سایت خود منتشر و تحلیل کرده است. سایت رسمی یکی از سران فتنه هم در گزارشی با عنوان "بازخوانی سخنان هاشمی رفسنجانی در نمازجمعه سبز"، متن کامل خطبه های وی را منتشر کرد.

آقای هاشمی رفسنجانی در حالی که به تازگی نامه روحانیون مجلس شورای اسلامی در اعتراض به مواضعش درباره جریان فتنه را دریافت کرده است، روز گذشته بار دیگر بر خطبه‌های جنجالی اش در 26 تیرماه88 تاکید کرد: در خصوص مسائل کشور مواضع خود را به صورت مشخص در آخرین حضورم در نماز جمعه تهران اعلام کردم و اکنون نیز به آن معتقدم.

آقای هاشمی در نماز جمعه 26 تیرماه سال 88 که آخرین حضورش در نماز جمعه هم محسوب می شود، شرایط کشور را "بحرانی" توصیف کرد و خواستار آزادی متهمان بازداشت شده فتنه 88 و توجه به آنچه آزادی مطبوعات خواند، شد. بخشی از سیاسیون مطبوعات مورد اشاره آقای هاشمی را برخی روزنامه های تندروی حامی جریان فتنه دانستند که در آن زمان توقیف شده بودند.

________________________________________________________

رسانه دولتی انگلیس فیلم بخشی از خطبه‌های نماز جمعه 26 تیرماه آقای هاشمی را بر روی سایت خود منتشر و تحلیل کرده است. سایت رسمی یکی از سران فتنه هم در گزارشی با عنوان "بازخوانی سخنان هاشمی رفسنجانی در نمازجمعه سبز"، متن کامل خطبه های وی را منتشر کرد.

آقای هاشمی رفسنجانی در حالی که به تازگی نامه روحانیون مجلس شورای اسلامی در اعتراض به مواضعش درباره جریان فتنه را دریافت کرده است، روز گذشته بار دیگر بر خطبه‌های جنجالی اش در 26 تیرماه88 تاکید کرد: در خصوص مسائل کشور مواضع خود را به صورت مشخص در آخرین حضورم در نماز جمعه تهران اعلام کردم و اکنون نیز به آن معتقدم.

آقای هاشمی در نماز جمعه 26 تیرماه سال 88 که آخرین حضورش در نماز جمعه هم محسوب می شود، شرایط کشور را "بحرانی" توصیف کرد و خواستار آزادی متهمان بازداشت شده فتنه 88 و توجه به آنچه آزادی مطبوعات خواند، شد. بخشی از سیاسیون مطبوعات مورد اشاره آقای هاشمی را برخی روزنامه های تندروی حامی جریان فتنه دانستند که در آن زمان توقیف شده بودند.

استقبال رسانه های بیگانه

شاید به همین دلیل بود که سخنرانی جنجالی رئیس مجلس خبرگان همزمان با برانگیختن اعتراض شخصیت های و فعالان مطرح نظام، پوشش وسیع و معناداری در رسانه های بیگانه پیدا کرد.

چنانچه روزنامه انگلیسی ایندیپندنت در گزارشی تحلیلی نوشت که "هاشمی رفسنجانی در سخنانی که تقویت کننده مخالفان بود به صراحت از برخی نهادهای حکومتی در ایران انتقاد کرد" و روزنامه آمریکایی واشنگتن پست نیز عنوان کرد "خطیب نمازجمعه تهران به صورت تلویحی از مشروعیت جنبش مخالف به سرکردگی موسوی حمایت کرد."

انتشار فیلم خطبه‌های هاشمی در بی بی سی

اکنون و پس از تاکید چندباره آقای هاشمی بر خطبه های نمازجمعه جنجالی اش، بار دیگر رسانه های بیگانه به پوشش گسترده مواضع او پرداختند.

رسانه دولتی انگلیس که از عوامل مهم تحریک و هدایت آشوب طلبان محسوب شده، در این باره اعتراض نخبگان نظام را به تاکید هاشمی بر اظهارات خود در آخرین خطبه های نماز جمعه تهران مورد اشاره قرار داده است.

بی بی سی فارسی حتی "فیلم" بخشی از خطبه های خبرساز نماز جمعه 26 تیرماه آقای هاشمی را هم بر روی سایت خود منتشر کرده است.

سایت موسوی: سخنان هاشمی دلسوزانه بود

سایت رسمی میرحسین موسوی، از سران فتنه 88، هم در گزارشی با عنوان " بازخوانی سخنان هاشمی رفسنجانی در نمازجمعه سبز"، نوشته است: تاکید دوباره آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی رییس مجلس خبرگان رهبری بر مواضع خود در نمازجمعه سبز تهران در ۲۶ تیر ۸۸ بار دیگر خاطره توصیه‌های دلسوزانه وی برای عبور از بحران پس از انتخابات را زنده کرد.

این سایت همچنین متن کامل خطبه های آقای هاشمی در روز 26 تیرماه را منتشر کرده است.

تاکید چندباره آقای هاشمی بر آخرین نماز جمعه اش پوشش مشابهی در دیگر رسانه های بیگانه همچون رادیو فردا، دویچه وله، روزآنلاین و ... داشته است.

فرهنگ یا سیاست::: چند سالی است که تقریبا همه مردم ایران و حتی غیر ایرانیانی که اوضاع سیاسی آن را دنبال می کنند واژه ی اصولگرا و اصولگرایی را شنیده اند و همگان در این عرصه می دانند که دولت و مجلس ایران اسلامی برخاسته از این باصطلاح حزب است. حزبی که قوی ترین فراکسیون را در مجلس شورای اسلامی دارد و رئیس جمهور را نماینده خود می داند.

اما سوال اینجاست تعریف اصول چیست؟ و دیگر اینکه: اصولگرا کیست؟

با توجه به اینکه ریش سفیدان طرفدار این حزب چندی پیش چیزی را منتشر کردند که چهارچوب های این حزب را مشخص می کرد ولی آنچه در نظر اغلب مردم طرفدار نظام جمهوری اسلامی جزء شاخص ترین مولفه اصولگرایی است التزام عملی به ولایت فقیه است.

با توجه به این نکته کدام یک از مدعیان اصولگرایی را می توان اصولگرا نامید؟

______________________________________________________________-

همیشه و در هر نقطه ای از دنیا و در هر ملتی این قانون رعایت می شود، قانون تناسب اسم و مسمی.

در کشور ما هم اینگونه است یعنی افکار عمومی به این تناسب یا عدم آن واکنش نشان می دهند. در کشوری با فرهنگ و تمدن چون ایران این خصیصه ای است انکار ناپذیر.

حال اگر این تناسب در واژه ای که با سیاست برخاسته از مکتب اسلام هم گره خورده باشد بیشتر باعث حساسیت خواهد شد.

چند سالی است که تقریبا همه مردم ایران و حتی غیر ایرانیانی که اوضاع سیاسی آن را دنبال می کنند واژه ی اصولگرا و اصولگرایی را شنیده اند و همگان در این عرصه می دانند که دولت و مجلس ایران اسلامی برخاسته از این باصطلاح حزب است. حزبی که قوی ترین فراکسیون را در مجلس شورای اسلامی دارد و رئیس جمهور را نماینده خود می داند.

اما سوال اینجاست تعریف اصول چیست؟ و دیگر اینکه: اصولگرا کیست؟

با توجه به اینکه ریش سفیدان طرفدار این حزب چندی پیش چیزی را منتشر کردند که چهارچوب های این حزب را مشخص می کرد ولی آنچه در نظر اغلب مردم طرفدار نظام جمهوری اسلامی جزء شاخص ترین مولفه اصولگرایی است التزام عملی به ولایت فقیه است.

با توجه به این نکته کدام یک از مدعیان اصولگرایی را می توان اصولگرا نامید؟

قصد تنگ کردن دایره خودی ها را ندارم و خدا می داند نمی خواهم کسی را تخریب یا بزرگ کنم، آنچه قصد دارم به آن بپردازم این است که مدعیان پیروی تا چه حد پیرو ولی فقیه زمان خود هستند و اگر نیستند چرا همچنان ریاست تعداد زیادی از اصولگرایان را بر عهده دارند؟ اگر اصولگرایی این است که عقب تر و یا جلوتر از ولی خود حرکت نکنیم، چرا یکی از این جمعیت پس از یک هفته نامه امام خامنه ای را از کشوی میز در آورده و به آن عمل می کنند؟ آیا این تبعیت است؟ و دیگری نص سخن ایشان در مجلس به رای می گذارد؟

این عزیزان هر دو خود را مطیع قانون می دانند اما کدام قانون؟ هر روز نوعی سرپیچی گزارش می شود و در لابلای اخبار گم می شود و باز هم ما آنها را اصولگرا می نامیم و کسانی که دوستشان داریم باز به ایشان رای می دهند تا یکی بشود رئیس فلان تشکل و دیگری بشود رئیس ... .!!!!

به راستی سنگ محک در اصولگرایی چیست؟ آیا کسی که چون اصلاح طلبان برخورد می کند و موضع گیری می نماید به صرف اینکه خود مدعی است می تواند در جرگه کسانی باشد که خط ولایت را پس از بیش از دو دهه تقویت کرده اند؟

آگاهان در عرصه های کلان مدیریتی می دانند که رفتارهای مدعیان اصولگرایی تا چه حد با ولایت مداری سنخیت دارد.

روزهای اخیر شاهد این هستیم که یک مدعی دیگر این لفظ مظلوم – اصولگرایی – از مهمترین اصل این مفهوم تخطی کرده است. شرح حال مجمع تشخیص درمورد حق انتخاب رئیس بانک مرکزی گزینه مهمی است که مرزهای بین مدعی صادق و غیر صادق را مشخص می کند.

حتما روزی فرا می رسد که گفتمان اصولگرایی برای افکار عمومی خط و مشی حقیقی را تعیین کند تا مدعی صادق از مدعی کذاب تفکیک شود.

وقتی با مردم به ظاهر عوام مواجه می شوی و از ایشان در رابطه با ولایت مداری سوال می کنی حتما به این شخص با دیده تردید نگاه می کنند، شخصی که فرامین کتبی و غیر کتبی ولی فقیه خویش را یا منکر می شود و یا به عمد از بازگو کردن آن جلوگیری می کند. شخصی که ... .

جهاد فرهنگی، فرهنگ جهادی::: پايگاه خبري شبكه فاكس نيوز در گزارشي اعلام كرد سه شنبه شب قرار بود مستند "ايرانيوم " در مركز "كتابخانه و آرشيوهاي كانادا " به نمايش در آيد كه ظاهرا به دليل نامه سفارت ايران در كانادا پخش اين مستند متوقف شد.

اما "جيمز مور " وزير ميراث فرهنگي كانادا در اقدامي كه نشان از گستاخي اين كشور در قبال ايران دارد به كتابخانه و آرشيوهاي كانادا اعلام كرده است كه مستند اورانيوم بايد پخش گردد.

مركز كتابخانه و آرشيوهاي كانادا نيز در واكنش به اظهارات وزير ميراث فرهنگي اين كشور اعلام كرد كه پخش اين فيلم به زماني در ماه فوريه موكول شد.

قرار بود پس از نمايش اين فيلم مستند ضدايراني "كلير لوپز " تحليلگر اطلاعاتي و مامور سابق سازمان جاسوسي آمريكا سخنراني كند.

"الكس تريمن " كارگردان ايرانيوم كه يك صهيونيست و ساكن تل‌آويو است در مصاحبه با شبكه تلويزيوني سي‌تي‌وي كانادا از اقدام مور ابراز خوشحالي كرد.

در اين مستند با افرادي همچون "آر. جيمز وولسي "(R. James Woolsey) رئيس سابق سازمان اطلاعات مركزي(CIA، "اليوت انجل " (Eliot Engel) نماينده دموكرات در كنگره، "پرفسور برنارد لوئيس " (Bernard Lewis) از دانشگاه پرينستون، "سناتور جان كيل " (Jon Kyl) نماينده جمهوري‌خواهان از آريزونا، "محسن سازگارا " (Moshen Sazegara) ضدانقلاب فراري به خارج از كشور مصاحبه شده است.

__________________________________________________________________________

دولت كانادا قصد دارد تا با پخش مستند "ايرانيوم " كه در راستاي ايران هراسي ساخته شده است گستاخي را نسبت به ايران به حد كمال برساند.

به گزارش فارس، صندوق كلاريون توليدكننده مستند جهاد سوم، در جديدترين پروژه "ايران هراسي اتمي " با تلفيق دو واژه ايران و اورانيوم، مستند "ايرانيوم " را ساخته كه ايران را خطرناك‌ترين تهديد اتمي جهان معرفي كرده است.

پايگاه خبري شبكه فاكس نيوز در گزارشي اعلام كرد سه شنبه شب قرار بود مستند "ايرانيوم " در مركز "كتابخانه و آرشيوهاي كانادا " به نمايش در آيد كه ظاهرا به دليل نامه سفارت ايران در كانادا پخش اين مستند متوقف شد.

اما "جيمز مور " وزير ميراث فرهنگي كانادا در اقدامي كه نشان از گستاخي اين كشور در قبال ايران دارد به كتابخانه و آرشيوهاي كانادا اعلام كرده است كه مستند اورانيوم بايد پخش گردد.

مركز كتابخانه و آرشيوهاي كانادا نيز در واكنش به اظهارات وزير ميراث فرهنگي اين كشور اعلام كرد كه پخش اين فيلم به زماني در ماه فوريه موكول شد.

قرار بود پس از نمايش اين فيلم مستند ضدايراني "كلير لوپز " تحليلگر اطلاعاتي و مامور سابق سازمان جاسوسي آمريكا سخنراني كند.

"الكس تريمن " كارگردان ايرانيوم كه يك صهيونيست و ساكن تل‌آويو است در مصاحبه با شبكه تلويزيوني سي‌تي‌وي كانادا از اقدام مور ابراز خوشحالي كرد.

در اين مستند با افرادي همچون "آر. جيمز وولسي "(R. James Woolsey) رئيس سابق سازمان اطلاعات مركزي(CIA، "اليوت انجل " (Eliot Engel) نماينده دموكرات در كنگره، "پرفسور برنارد لوئيس " (Bernard Lewis) از دانشگاه پرينستون، "سناتور جان كيل " (Jon Kyl) نماينده جمهوري‌خواهان از آريزونا، "محسن سازگارا " (Moshen Sazegara) ضدانقلاب فراري به خارج از كشور مصاحبه شده است.

تا تشكيل دولت اسلامي ::: ...در جمهورى اسلامى، هر جا كه قرار گرفته‏ايد، همان‏جا را مركز دنيا بدانيد و آگاه باشيد كه همه‏ ى كارها به شما متوجه است.

کانون جهاد و خدمت رسانی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد›››

یکی از رسومی که توی اردوهای جهادی برقرار هست دید و بازدید از خانواده محرومین و شهداست که نوبتی بین افراد گروه اتفاق می افتد،یک شب قرعه به نام آشپز گروه درآمد ، ماهم که به قولی آشپز زاپاس گروه بودیم شام آن شب بچه ها گردن گیرمان شد! قرار شد شام سالاد ماکارانی دست کنیم ... خلاصه ما ماکارانی ها را ریختیم توی دیگ و چون اسکانمان یک کلاس بود نمی شد توی کلاس ماکارانی ها را آبکش کنیم بنابراین امدیم توی حیاط مدرسه و مسیری که تقریبا مال رو بود و خر و گوسفند وصد البته حیوان باوفا سگ ! از آنجا عبور می کرد مجبور به ابکش ماکارانی شدیم از قضا یکی از بچه ها را هم گفتیم که بیاید و آبکش را برای ما نگهدارد چشمتان روز بد نبیند آبکش ول شدن از دست دوستمان همان و ریختن ماکارانی ها در مکانی که وصفش را کردم همان! خوب ماهم روحیه جهادگریمان زد بالا و گفتیم اصراف است! از آن طرف هم اینها (الخصوص برادرانمان) می ایند گشنه و تشنه چه بدهیم بخورند؟ همان ماکارانی ها را نیمچه آبی زدیم و بردیم داخل برای اضافه کردن بقیه مخلفات و صدایش را هم در نیاوردیم! دستهایمان را هم کمی آب زدیم و آستین ها را تا ارنج زدیم با لا و ماکارانی ها را هم انگار که داریم رخت می شورم ریختیم توی تشت و حالا بساب و کی نساب!

سس سفید ریختیم و خیارشور و عین ملات بنای این ها را هم می زدیم و یکی از دوستان هم فیلم می گرفت و می خندید(لازم به ذکر است که ما نمی دانستیم دستکش یکبار مصرف هم داریم ! برای همین بدون دستکش هم می زدیم) القصه... دوستان آمدند و شام سرو شد. البته ماهم نامردی نکردیم و درست بعد از شام فیلم را به همه خانم های محترمه نشان دادیم و دونفر رفتند زیر سرم!(معده هایشان سوسول بود دیگر...!)

جالب این که برادرها شامشان را تمام و کمال خوردن و فردا صبح هم ماشاالله بعد از صبحانه از ما می پرسیدند که از ماکارانی های دیشب اضاف نیامده؟ که ما می گفتیم نه! چون آشپزمان همان دیشب همه را در کیسه زباله کرده بود و گذاشته بود دم در که البته همان صبح کاشف به عمل آمد که برو بچه های سگ دیشب پارتی گرفته و همه ماکارانی ها را خورده اند!

ماهم اینها را گفتیم که بدانید اگر یک روز امدید اردوهای جهادی و خواستید با ما همسفر شوید قبل از ورود از طریقه درست شدن غذا آگاه باشید....

حال میل با خودتان است اگر دوست دارید نظر بگذارید و بیایید و ثبت نام کنید!

ارمينه ::: بهرحال مجلس شورای اسلامی با تصویب نیمی از مبلغ درخواستی دولت(20میلیارد دلار) برای اجرای هدفمند کردن یارانه ها در سال جاری بدنبال به کرسی نشاندن عقیده خود در اجرای طرح بودند اما اسیر زیرکی رئیس جمهور ریزنقش خود شدند. محمود احمدی نژاد با تاخیر حساب شده این طرح مبلغ مصوب مجلس را بجای 6 ماه برای 3 ماه هزینه کرد، به این شکل که بنا بود هدفمندی یارانه ها در نیمه دوم سال اتفاق بیفتند اما در ربع چهارم سال عملی شد و دولت بر خلاف انتظار نمایندگان از سیاست شوک درمانی خود بهره برد بطوریکه وقتی نمایندگان مجلس خبر بنزین 700 تومانی را شنیدند شوکه شدند
ارمينه›››

دوستان عزیز ما در گروه مبشران ظهور که سایت ظهور بسیار نزدیک است را راه اندازی کرده بودند و بعد از مدتی فیلتر شدند و با آدرس جدید(+) فعالیت خود را ادامه می دهند، طی سلسله مقالاتی به اثبات شعیب بن صالح بودن دکتر پرداخته بودند که در آن زمان جنجال زیادی را برپاکرد. از سلسله مقالات مهم این سایت تطبیق روایات صادره در مورد سفیانی بود که با تطبیق آن با شخصیت ملک عبدالله پادشاه اردن اینچنین استدلال شد که به احتمال قریب به یقین و با توجه به انبوه روایات در این زمینه سفیانی عصر ظهور همان ملک عبدالله پادشاه اردن است(در اینجا بخوانید). اینکه چقدر این مقالات و استدلالات درست است را گذشت زمان مشخص می کند اما عکس زیر را که دیدم حیفم آمد که آنرا به این عزیزان تقدیم نکنم. باشد که مصداق افلا تتفکرون نشویم!

آیا ملک عبدالله همان سفیانی است؟!

نکته:

- این دوستان از آنجایی که مثل ما به زیرکی دکتر اعتقاد راسخ دارند حضور مشایی در کنار دکتر را حربه زیرکانه دکتر می دانند. که ما نمی دانیم!

- این وسط برخی هم معتقدند دکتر در ماههای پایانی صدارتش مشایی را برکنار می کند و با این کار دل خیلی ها را بدست می آورد!

- برخی هم یکی از دلایل عزل متکی را اعتراض به سفر مشایی به اردن میدانند که جناب مشایی طبق معمول تکذیب فرمودند!

- با فرض اینکه ملک عبدالله همان سفیانی باشد سوال من از دوستان مبشر این است که این عکس را چگونه می شود تفسیر کرد؟! آیا در روایات آمده است شعیب نماینده ویژه خود را به دیدار سفیانی می فرستد؟!

- باور کنید ما هم ارزوی موفقیت این دولت را داریم و با دکتر دشمن نبودنمان اظهر من الشمس است اما چه کسی است که مارا پاسخ گوید؟!

اضافات:

- خوبیش اینه که انتقاد از مشایی باعث عزل میشه ولی باعث فیلتر شدن نمیشه!

- نمیدونید وضو گرفتن تو صحن گوهر شاد اونم تو هوای سرررد چه لذذذتی داره!

- شبهای مشهد از شدت سرما استخوان می ترکاند!

- قرار بود بعد از انجام کارم برم حرم اما یک ریال پول ته جیبم نمونده بود. دریغ از یک بلیط حتی! من موندم و کارت عابری که چند دستگاه خودپرداز بعد از بلعیدنش پیغام مشابه کارت شما معتبر نمی باشد را نمایش می دادند! آخرش رو کردم به سمت حرم و گفتم:" آقا نمیخوای بطلبی خوب نطلب دیگه چرا سرگردونمون می کنی؟!" و این چنین شد که خودپرداز بعدی پولو جرینگی شمرد و گذاشت کف دستمون!

اینو بعدا اضافه کردم چون بازم حیفم اومد:

- اولا کی گفته ملک عبدلله سفیانیه که شما میگید علت شعیب نبودن دکتر از نظر ما دیدار مشایی با سفیانیه؟!

- ثانیا مخ ما تعطیله. مغزمونم همینقدره. شمام کارتون درسته. طبق روایت هم ۶ سال بعد از ظهور شعیب آقا میان و دکتر هم از شعیب بودن خودش خبر داره و الخ! فقط من نمیفهمم با این محاسبات چرا بعضیا دارن واسه انتخابات بعدی ریاست جمهوری تلاش میکنن!

- ثالثا تورو خدا یکی بیاد جواب مارو بده!

"جهاد فرهنگی ، فرهنگ جهادی"››› شهید مظلوم امیرحسام ذوالعلی سال گذشته در جریان حوادث روز عاشورا و آشوب و اغتشاشات جنبش سبز به دست منافقین در تهران به شهادت رسید.
همان روز در میدان ولیعصر و بعد از آن هم در خیابان کریمخان خودم دیدم جوانانِ از مجلس عزا بیرون آمده را که علیرغم سنگ پرانی اراذل، با دست خالی به سمت شان هجوم بردند...


نویسنده وبلاگ "حدیث نفس" با اشاره به سالگرد شهادت امیرحسام ذوالعلی در فتنه88، نوشت:

برادر! چه حکایتی است که کشته شدگان واقعی و دروغین شان را عالم و آدم می شناسد، اما نام و چهره ی تو نازنین را ما که خبری از زیر دستمان در نمی رود، بعد از یک سال برای اولین بار است که می بینیم!

نخواستم تو را با آنها مقایسه کنم... و لا تحسبنّ الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا... اما آخر می گویند آنها در خفقان رسانه ای اند و ما...


- لعنت خدا به سران فتنه؛ نه برای اینکه عامل کشته شدن تو اند؛ نه! غریبه که نیستی برادر! بگذار به زبان خودمان بگویم؛ وقتی اینها قصد جان نظام اسلامی - امید مستضعفان دنیا، و ثمره ی مجاهدت تمام خوبان تاریخ بشر- کرده باشند، دیگر «کی ارزشی دارد این جان ما» که بخواهیم آن را در کنار جرم بزرگ سران فتنه مطرح کنیم؟!
و خطاب به امام راحل مان:
این مردمان غریبه نبودند ای پدر / دیروز در رکاب تو شمشیر می زدند...

اما خوب پریدی ها برادر! خیلی ها دوست داشتند جای تو باشند، خودم دیدم! همان روز در میدان ولیعصر و بعد از آن هم در خیابان کریمخان خودم دیدم جوانانِ از مجلس عزا بیرون آمده را که علیرغم سنگ پرانی اراذل، با دست خالی به سمت شان هجوم بردند، با اینکه می دانستند آن سنگ های بزرگ با پیشانی چه می کند. شاید قبل از دویدن نیت کرده بودند در همان روز و ساعاتی که پیشانی حضرت...
اما شهادت قسمت تو بود برادر... فیالیتنی کنت معک...



در باغ شهادت، باز باز است.....
سرباز گمنام::: قانون پنجم: خدایا! اعتراف می کنم از اینکه «خدا می بیند» را در همه کارهایم دخالت ندادم و برای عزیز کردن خودم کارکردم.حداقل در هر هفته باید دو صبح زیارت عاشورا و صبح جمعه باید سوره الرحمن را بخوانم. اگر به هر دلیلی نتوانستم زیارت عاشورا را بخوانم باید هفته بعد 4 صبح زیارت عاشورا و یک جزء قرآن بخوانم و اگر صبح جمعه ای نتوانستم سوره الرحمن بخوانم باید قضای آن را در اولین فرصت به اضافه 2 حزب قرآن بخوانم.
وبلاگ راهرو ::: زماني‌ كه در مرثيه برادرش نوحه‌خواني كرد، شب در عالم رؤيا اميرالمؤمنين(ع) به او فرمودند: چرا در مصيبت برادرت نوحه مي‌خواني اما براي فرزندم حسين، مرثيه نمي‌گويي؟ عرض‌كرد: يا امير! مصيبت سيد‌الشهدا(ع) خارج از حد و حصر است و نمي‌دانم از كدام مصيبت او شروع كنم؟ حضرت به او فرمودند: بگو باز اين چه شورش است‌كه در خلق عالم است؛ محتشم از خواب بيدار شد و بقيه را سرود تا رسيد به اين بيت که «هست از ملال گرچه بري ذات ذوالجلال» و در مصرع بعدي متحير ماند چه بگويد كه شايسته مقام حضرت ربوبي باشد؛ باز مؤيد به مدد غيبي شد و در خواب حضرت ولي‌عصر(عج) به او فرمودند: بگو «او در دل است و هيچ دلي نيست بي ملال» پس بيدار شد و آن بند را به پايان رساند.
||| مقبل کاشانی می‌گوید: شب جمعه‌اي بسيار گريه کردم و در اين حال خوابيدم. در خواب خود را در حرم سيدالشهدا(ع) ديدم، در حالی كه منبري گذاشته بودند. پيامبر(ص) خطاب به محتشم كه در مجلس حضور داشت، فرمودند: امشب، شب جمعه است، بر بالای منبر برو و در مصيبت فرزندم مرثيه‌اي بخوان. محتشم بر منبر بالا رفت. خواست در پله اول بنشيند، حضرت فرمود: بالاتر برو؛ بالا رفت تا بر بالاي منبر نشست و این طور خواند:
ايـن كـشــته فتــاده بـه هـامـون حسين توست   
                                               وين صيد دست و پا زده در خون حسين توست
مقبل می‌گويد: پيامبر(ص) پس از پايان مرثيه محتشم، خلعتي به او عطا فرمود و به من التفاتي ننمود تا آنكه به وساطت حضرت زهرا(س) مرا نيز به خواندن مرثيه امر فرمود. بر پله اول منبر بالا رفته و چنين خواندم:
روايت اسـت كه چـون تنگ شد بر او مـيدان                
فــتـاد از حــركـت ذوالــجـنـاح از جـولان
ناگهان كسي اشاره كرد‌ كه از منبر فرود آي كه بي‌بي دو سرا بي‌هوش گشت.....


پی‌نوشت:
1. من روایات بالا را در نوجوانی شنیدم و همیشه دنبال سندی براش می‌گشتم، دیشب برای سندیت این مطلب موضوع رو با آقای حبیبی مطرح کردم که ایشون هم گفتند از راویان معتبری این جریان رو شنیدند.
2. داستان مقبل کاشانی و ماجراش با عزاداری حضرت ابا عبدالله و گرفتن خلعت از خود حضرت هم خیلی جالبه که من به دلایلی نیاوردم، البته اون بخشی رو هم که می‌خواستم پیدا نکردم.
3. اشعار محتشم برای اول محرم دیوانه کننده است، خوندش بیشتر حال می‌ده اما گزیده این ابیات رو حاج محمود خونده که من اون رو هم خیلی دوست دارم:

http://www.4shared.com/audio/WycmSjQu/karimi_ahle_haram.html
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
»» راهرو خاطره
+| پنج‌شنبه این سعادت پیدا شد که در غرفه خراسان با مخاطبین جیم دیدار داشته باشیم... این دید و بازدید پر از نکات جالب بود که به من یکی خیلی حال داد... باید بگم چون شهرداری پنج‌شنبه‌ها زودتر کار تموم می‌شه من نزدیک 3.5 در نمایشگاه بودم و تا آخر هم به احترام مخاطبین وایستادم... وقتی در اولین برخوردها چند نفری ازم خواستن تا براشون روی جیم چیزی بنویسم بهشون گفتم من صلاحیت این کارو ندارم و به یکی دیگه از بچه‌ها پاس‌شون دادم اما دیدم بدجوری ناراحت شدن... بنابراین تصمیم گرفتم بنویسم و بهشون بگم این کارو با اکراه انجام می‌دم... ماجرا پیش رفت تا این که یکی ازم پرسید اکراه یعنی چی؟! که این جمله‌ بدجوری ایهام داشت... اکراه رو براش معنی کردم و تصمیم گرفتم بی‌هیچ حرفی بنویسم و فقط به پاس این همه محبت سر تعظیم فرود بیارم... بعد از نمایشگاه هم با بیشتر بچه‌ها رفتیم مراسم «مهدی عسگری» که اون هم در نوع خودش خیلی جالب بود...همین‌جا به مهدی عزیز تبریک می‌گم و امیدوارم خوشبخت باشند...
+| هفته قبل یکی دیگر از همکاران در روابط عمومی هم رفت سر و خونه زندگی خودش؛ ما به این مناسبت باهاشون رفتیم بیرون که شب جالبی رو رقم زد... البته از اون قشنگ‌تر شب قبلش بود که ما تو سرما رفتیم براشون کادو بخریم...باید بگم واقعاً اگر یکی پیدا می‌شد و از حرکات ما فیلم می‌گرفت می‌تونست یکی از پر فروش‌ترین فیلم‌های طنز سال رو به نام بزنه....!
+| چهارشنبه وقتی آقای سنقری رو در غرفه خراسان دیدم ازم خواست به کارم قبلی در روزنامه و خراسان ورزشی برگردم، هر چند به دلیل شرایط کاریم در روابط عمومی شهرداری بازگشتم به روزنامه کمی بعیده اما باید بگم دیسپلین تحریریه خراسان بدجوری وسوسه‌انگیزه... شاید تصمیم عجیبی گرفتم!
+| پارسال وقتی با طاها رفتیم حرم که درباره یک کار فرهنگی با یکی از خدام صحبت کنیم برامون در آسایشگاه خادمین چایی آوردند، طاها اون زمان گفت: «بخور!چایی حرم امام رضاست، لیاقتش رو به هرکسی نمی‌دن!». دیشب وقتی در اداره یک از چایی‌های مشتی سعید شفیع‌نیا رو می‌خوردم زنگ این جمله طاها توی گوشم پیچید. به این فکر کردم 8 ماه چه نعمتی رو داشتم و قدرش رو نمی‌دونستم... البته دیشب کلاً شب عجیبی بود چون سعید هم ماجرای دراماتیک زندگیش رو برام تعریف کرد و  منو حسابی تو فکر برد...
+| ماه محرم اومد، ماهی که شاید برای اومدنش یک سال چشم کشیدیم، دعا کنید تو این ماه محرم ما یکی آدم بشیم!
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
»»» راهرو پیوند
مطلب امروز رو تقدیم می‌کنم به آقای ابراهیمی همکار محترم در روابط عمومی. آقای ابراهیمی در یکی از آخرین پست‌ها‌شون درباره کتاب «سقای آب و ادب» آخرین اثر سید مهدی شجاعی نوشتند که واقعاً کتاب فوق‌العاده‌ایه، پیشنهاد می‌کنم تو این ماه در کنار مقتل این کتاب‌و فراموش نکیند.

جهاد فرهنگی،فرهنگ جهادی>>>

...از آيه الله وحيد خراساني انتظار مي‌رفت زماني كه صهيونيست‌ها كودكان مظلوم و مسلمان غزه را به خاك خون مي‌كشيدند، هم حساسيت به خرج داده و موضعگيري مي فرمودند.

از حضرت آيه الله وحيد انتظار مي‌رفت زماني كه اوباش سبز يكسال پيش در تشيع جنازه مرحوم آيه الله منتظري به صدر و ذيل مقدسات اسلامي توهين كردند و در جوار حرم حضرت معصومه (س) سوت و كف به راه انداختند هم از خود حساسيت نشان داده و موضعگيري مي‌فرمودند....

جهاد فرهنگی فرهنگ جهادی>>>استادمان را کشتند فدای سر فتنه گران!

عیبی نداره! طوری نشده اتفاقی هم روی نداده فقط یک نفر آدم را روز روشن وسط خیابون جلو چشم دانشجوهاش سوزوندن و فرستادن آسمون. طوری نیست. مهم هم نیست و ارزشی هم ندارد اگر این استاد پایبند به ارزش های دین و علاقه مند به سرفرازی میهنش بوده است.

استادمان را کشتند فدای سر فتنه گران!

استاد دانشگاه بوده، دانشجوی شش ترم مشروط نبوده که برای اخراج نشدن به فتنه سبز پیوسته باشه و حتی اگر تو دانشگاه اغتشاش کنه همه رسانه های فتنه حمایتش کنن.

استادمان را کشتند فدای سر فتنه گران!

دانشمند بوده، کروبی نبوده که چارکلمه عربی رو بلد نباشه اما لباس روحانیت رو غصب کرده و ازش به عنوان دکان و مغازه و حجره و دفتر کارش استفاده کنه و با شهرام جونش جلسه خصوصی بذاره.

استادمان را کشتند فدای سر فتنه گران!

حقوق بگیر بوده، سرمایه دار مقیم تل آویو و لندن و واشنگتن نبوده که دشمن دین خدا باشه و فتنه سبز آقایان رو پشتیبانی مالی کنه.

استادمان را کشتند فدای سر فتنه گران!

تکه تکه شده، مثل معترضان سبز نبوده که بانک ها رو به آتیش بکشه و بعدش با چارتا دونه باتوم مجازاتش بشه و حتی یه روز هم دستگیر نشه و بعد اسم این کار بشه جنایت علیه راهپیمائی آرام!

استادمان را کشتند فدای سر فتنه گران!

گوشت تنش کباب شده، مثل ابطحی نبود که بره زندان و از خجالت دنبه ها و چربیش آب بشه!

استادمان را کشتند فدای سر فتنه گران!

آره مهم نیست که یک استاد مسلمان انقلابی میهن دوست را وسط خیابان تکه تکه کرده اند. اصلاً مهم نیست.

عمر میرحسین دراز باد با آن همه حرف های صدتا یه غاز.

باید سکوت کنند فتنه گران و درباره این جنایت حرفی نزنند که اگر سخنی بر زبان بیاورند مجبور هستند که آمریکا و انگلیس را محکوم نمایند و اگر محکومشان کنند چگونه هر شب با آنها مصاحبه کرده و برایشان دم تکان دهند و حمایتهایشان را جذب و جلب فرمایند؟

خب پس درستش این است که ساکت باشند تا دانشمندان ما یکی یکی شهید شوند.

فدای سر فتنه گران.

شادی روح امام وشهدا صلوات

منبع:

http://ahmadkaramad.blogfa.com/post-36.aspx


جهاد فرهنگی،فرهنگ جهادی>>>...آیت الله مکارم شیرازی تصریح کردند: عاشورای حسینی برکات فراوانی دارد و تاثیرات آن بسیار است؛ اما دشمن از این مساله سوء استفاده می کند و می خواهد عاشورا و عزاداری امام حسین (ع) را از مسیر اصلی اش منحرف کند.
معجزه ی هزاره سوم>>>لری کینگ مجری معروف شبکه تلویزیونی سی ان ان امریکا در مصاحبه با رئیس جمهور ایران کوشید همانند کریستین امانپور، خبرنگار شبکه ABC آمریکا، با مانور دادن روی موضوع تحریم‌های یکجانبه آمریکا علیه ایران این تحریم ها را کارساز جلوه دهد...
راه ناتمام›››

حجت‌الاسلام والمسلمین سید علی اکبر حسینی نقل می کند؛

فرزندم را برای جاری کردن خطبه عقد خدمت حضرت امام‌(ره) بردم، بعد از اتمام عقد امام‌(ره) رو به عروس و داماد کردند و سه بار فرمودند «با هم بسازید و با هم رفیق باشید» این امر رمز موفقیت زندگی است.

راه ناتمام›››

این شبها وقتی مختار را می بینی انگار کن که خودت را می بینی... در شرایطی شبیه به آن ، که امروز یا فردا، شاید با ظهور مهدی موعود برایت نمود کند...

مختار نامه یک تلنگر است... برای شیعیان علی ع و منتظران مهدی عج.

برای ما که منتظر ظهور موعودیم، حکایت امثال مختار باید قاب عکسی باشد که هرروز خود را در آن بنگریم و بسنجیم...

یادمان نرود که قوم یهود از سرزمین شان تا عربستان تنها به عشق ظهور پیامبر خاتم کوچ کردند اما چون پیامبر خاتم را مبعوث شده یافتند، روی برتافتند و عهدشان فراموش شان شد! روی برتافتند چون منافع شان را درخطر یافتند.

فراموش نکنیم که مردم کوفه به حقانیت حسین ع ایمان داشتند و برای دعوتش نامه ها روانه کردند اما چون قیام کرد او را رها کردند!

رها کردند چون مال و جان و ناموسشان را بیشتر از حسین بن علی دوست داشتند.

.....

حواسمان هست که حکایت ما نشود حکایت قوم یهود و انتظارشان؟ حواسمان هست که در هر زمانه ای حقی و حق گویی هست که باید در سایه علم اش خود را محفوظ بداریم؟

نکند که مارا هم با این هجمه نرم تصرف کنند و سرمان را گرم کنند به دنیا و مافیهایش. نکند که چشم باز کنیم و ببینیم که یاران موعود را کشتند و دوستدارانش را به تیر تهمت و افترا از میان مردم به انزوا کشاندند. نکند که معاویه های قرن بیستم ما را بفریبند!


پی نوشت: بزرگی میگفت: بزرگترین پیام گریه بر حسین ع این است که مردم حسین زمانشان را بشناسند و بدانند وظایفشان در قبال او چیست.

وبلاگ سرباز گمنام::: بعد از چندین هفته مشغله کاری و ذهنی بسیار زیادی که داشتم خیلی هوس پیاده روی بهم دست داد همین طور که مشغول راه رفتم بودم و تو حال و هوای خودم افکارم مشغول بودو کوچه ها رو یکی یکی رد می کردم که متوجه نزدیک بیمارستانی در آن کوچه شدم که مخصوص بچه های سرطانی بود نمی دانم چطور شد که وارد بیمارستان شدم و سوار آسانسور شدم و در طبقه دوم آن وارد بخش  شدم و از کنار اتاق های بیماران که اکثر آن را  بچه های کوچکی را تشکیل می دادند که بر روی تخت هایشان دراز کشیده بودند من هم به آنها نگاه می کردم و رد می شدم در یکی از اتاق ها پسر زیبا رو و بشاشی را دیدم که با لبخند ملیحی که در چهره اش بود نظرم را به خود جلب کرد وارد اتاقش شدم وسلام کردم و جواب سلامم را داد نظرم به  بالای تختش که یک قاب عکس مقوایی با متنی زیبا که معلوم است کار دست است و آویزان است جلب شد و پایین قاب عکس با یک نخ عکس کوچک خودش با موهای پر پشت خرمایی رنگ به قاب بالایی وصل شده است . صاحب عکس می گفت من این شعری که توی قاب عکس بالای تختم گذاشتم را خیلی دوست دارم بعد با یک سرفه شروع به خواندن شعر مورد علاقه اش می کند :
(( دلم می خواست ، دست مرگ را ، از دامن امید ما ، کوتاه می کردند!!
در این دنیای بی آغاز و بی پایان ، در این صحرا ،که جز گرد و غبار از ما نمی ماند اجل زین تلخ کامی های ناهنگام بس می کرد!
نمی گویم پرستوی زمان را در قفس می کرد! نمی گویم به هرکس بخت و عمر جاودان می داد، همین ده روز هستی را امان می داد!! ))
به پسر کوچولو که نگاه کردم در گودی چشمش که به حلقه سیاهی نشسته مردمک های درشتش خودنمایی می کند ، قیافه اش بسیار حساس و کمی مضطرب و نگران حلوه می کند. استخوان های بدنش بد جوری بیرون زده بود و در سراسر دست و پایش جای سوراخ شدن های مکرر آمپول معلوم بود .
فکر کنم سنش حدود 11 سال می رسید اما حدود دو سالی می شد که از موهای پر پشت زیبایش اثری نیست. اسمش را پرسیدم : با صدای نرمی گفت : علی ، وقتی به شوخی از او پرسیدم (( پس موهایت کو ؟)) دستش را به سر تاسش کشید و با لبخند بی رمقی که بر لب داشت گفت (( مد روزه مگه نه !! خودم تو جام جهانی دیدم خیلی از این فوتبالیست های مشهور سرشون رو از ته تراشیدند))
آنقدر شاد و مزه پران بود که هیچ کس باور نمی کرد این کودک 11 ساله 6 سال تمام با خودش 2 نوع سرطان را در مغز و خونش به اسن طرف و آن طرف می برد. از پرستارش که پرسیدم گفتند که او امیدوارترین کودک به ادامه زندگی است به این دلیل که همیشه به روزهای پیش رویش لبخند می زند اما کم نیستند اوقاتی که درد و حالت تهوع ناشی از شیمی درمانی باعث سرازیر شدن اشک هایش می شود
مادرش علی می گفت دکتر سالها قبل از او قطع امید کرده اند ولی برخی از آنها می بینند که هنوز او زنده است و نفس می کشد و تعجب می کنند و تا حالا چندین عمل جراحی روی آن انجام داده اند اما سرطانش هر سال بیشتر از سال قبل پیشرفت می کند و کاری به غیر از دعا کردن برای سلامتیش از دست کسی بر نمیاد.
وقتی از مادرش از اولین روزهای سرطان علی کوچولو پرسیدم اشک در چشمانش حلقه زد و گفت : خدا این درد را نصیب هیچکس نکند .اینکه 5 سال پسرت را با تمام شیطنت ها و شیرینی هایش بزرگ کرده باشی و حتی برای ورود به پیش دبستانی هم نام نویسی اش کرده باشی اما یک روز صبح که از خواب بیدار بشی و بدون هیچ سلبقه بیماری قبلی شاهد حالت های تهوع مکررش باشی و در بیمارستان با انجام آزمایشهای متعدد و کشیدن آب نخایش به شما بگویند که فرزندتان به 2 نوع سرطان پیشرفته مبتلا است و در آخر هم بگویند کار چندانی هم از دست دکترها بر نمی آید چه حالی می شوی؟
وقتی به صحبت های مادر علی گوش می کردم متوجه شدم که بیشتر از کودکش ، خودش از غصه لاغر شده است اینکه هم شاهد درد ناشی از سرطانش باشد و هم بخواهی آنها را به اجبار  به سمت شیمی درمانی هدایت کنی و هم با لبخند های از روی اجبار به پسرت روحیه بدهی کاری بس دشوار است که از عهده هر کسی بر نمی آید ، علاوه بر انها هزینه های سرسام آور درمان ، دردی مضاعف را بر مادرش تحمیل کرده بود
مادر علی از هزینه هر عمل بچه اش گفت که بیشتر از 10 میلیون تومان بود و اضافه این این هزینه های زیاد و زحمت خرید روزانه داروهایش هم مصیبت بزرگی است اما انشاء الله اگر علی خوب شود همه اینها قابل جبران است اما در این چند مدتیکه در این بیمارستان بوده شاهد بودم که خانواده هایی که نمی توانند از پس این هزینه ها بر بیایند مجبور به قطع درمان کودکشان می کنند و متاسفانه کودکانشان از دست می روند همین هفته پیش دختری دو ساله که سرطان ریه داشت در کنار تخت علی بستری شد . از وقتی دختر کوچولو به بیمارستان آمده بود حرف زدنش را از یاد برده بود ، و از قیافه آنها می شد فهمید که بی بضاعتند. پدر دختر کارگر ساختمان در یکی از شهرستانها بود و بعد از یم هفته بستری به خاطر هزینه های بالای داروهای دخترش مجبور به قطع درمان شدند .
وقتی که می خواستم با آنها خداحافظی کنم مادر علی که نگار مدتهاست که با کسی درد دل نکرده است به آرامی مرا به بیرون از اتاق برد و در گوشه ای ، اشک هایش را پاک کرد و گفت : این مرتبه که علی بستری شده است بیشتر از دفعات قبل در بیمارستان مانده است . دکترها می گویند دیگر بندش توانایی پاسخ به شیمی درمانی را ندارد . دیشب یکی از بچه های این بخش به کما رفت و امروز متوجه فوتش شدیم . هر بار که علی متوجه مرگ یکی از بچه ها می شود تا چند روز پکر است و حالش بد می شود این بچه ها یاد گرفتند که به یکدیگر دل نبندند اما من نمی تونم تصور کنم که حتی یه روز پسرم پیشم نباشه اما حالا می گویند که باید بچه ام را به خانه ببرم و تمام درمانهایش را قطع کنم و منتظر مرگش باشم .تمام تنم از شنیدن این صحبتها می لرزد.
آنقدر نذر امام رضا( علیه السلام) کرده ام که حسابش از دستم رفته است .می خواهم این بار علی را مستقیما از بیمارستان به حرم امام رضا ببرم .امیدم به کرامتشه. می دونم کارش از دوا و درمون گذشته اما شاید این بار امام رضا واسطه بشه و خدا هم علی منو شفا بده . در آخر هم به من گفت که تو روخدا هرکسی رو که میشناسی بگو نه تنها علی رو بلکه تمام این بچه های کوچیک و معصوم رو دعا کنند...